علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١١٠

مي‌کند. خداوند خود را به «حيّ قيّوم» وصف کرده است.[٣٢٥] «قيوم» يعني موجودي که عهده‌دار درست کردن، حفظ، تدبير، تربيت و مراقبت شيء را دارد و بر آن تواناست[٣٢٦] و
قيام به همه اين‌ها در گرو علم و دانايي است. از اين‌رو علم و قدرت از مؤلفه‌هاي حيات
به شمار مي‌روند.[٣٢٧] به گفته برخي مفسران، حيات به معناى وسيع و واقعى كلمه
عبارت است از «علم» و «قدرت». بنابر اين وجودى كه داراى علم و قدرت بى‌پايان
است، حيات كامل دارد. حيات خداوند مجموعه علم و قدرت اوست و در حقيقت به
سبب علم و قدرت، موجود زنده از غيرزنده تشخيص داده مى‌شود؛ اما نموّ، حركت، تغذيه و توليد مثل از آثار موجوداتى است كه ناقص و محدودند و كمبودهايى دارند كه به وسيله تغذيه، توليد مثل و حركت، آن را تأمين مى‌كنند، ولي درباره كسي كه كمبودى ندارد، اين امور نيز مطرح نيست.[٣٢٨]

«دانايي» از ديگر معيارهاي بازشناسي موجودات جان‌دار و بي‌جان از يکديگر به شمار مي‌رود. براي مثال، حيوان داراي درجه‌اي از آگاهي است که جمادات از آن بي‌بهره‌اند. به گفته علامه طباطبايي، هر آفريده‌ _ اعم از حيوان، گياه و جمادات _ نسبت به نفس خود داراي گونه‌اي شعور و آگاهي است. از اين‌رو تسبيح آنان معنا و مفهومي حقيقي مي‌يابد.[٣٢٩] بنابراين، هرچه ميزان بهره‌مندي موجودي از حيات بيشتر باشد، اين ويژگي در موجود، توسعه‌يافته‌تر خواهد بود. به همين دليل ميزان دانايي انسان بيش از حيوان است. از آن‌جا که بهره‌مندي انسان‌ها از حيات نيز به يک ميزان نيست، قرآن کريم به افزوني دانش راه‌يافتگان به حيات طيبه اشاره مي‌فرمايد:

Gأَ وَ مَنْ کَانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا کَذلِکَ زُيِّنَ لِلْکَافِرِينَ مَا کَانُوا يَعْمَلُونَF؛[٣٣٠]

آيا آن كس كه مرده بود و ما زنده‌اش ساختيم و نورى فراراهش داشتيم تا بدان در ميان مردم راه خود را بيابد، همانند كسى است كه به تاريكى گرفتار است و راه بيرون‌شدن را نمى‌داند؟ اعمال كافران، در نظرشان اين‌چنين آراسته شده است.


[٣٢٥]. بقره، ٢٥٥؛ آل عمران، ٢؛ طه، ١١١.

[٣٢٦]. الميزان، ج٧، ص٣٣١.

[٣٢٧]. همان، ج٢، ص٣٢٩.

[٣٢٨]. تفسير نمونه، ج٢، ص٢٦٣.

[٣٢٩]. الميزان، ج١٣، ص١١٠.

[٣٣٠]. انعام، ١٢٢.