علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٩

اشكال لغوى گرفته و مى‌گويد:

واژه «تعاهد» از باب تفاعل است و در کتاب‌هاي لغت وارد نشده است. بايد به‌جاي تعاهد، واژه «تعهّد» از باب تفعّل استفاده شود.

وى «تعهّد» را فصيح‌تر از تعاهد مي‌داند؛ چراکه به كتاب صحاح جوهرى مراجعه کرده است. جوهرى مى‌نويسد:

و التعهّد: التحفّظ بالشيء وتجديد العهد به وتعهّدت فلاناً وتعهّدت ضيعتي وهو أفصح من قولك تعاهدته؛ لأنّ التعاهد إنّما يكون بين اثنين.[٣٢]

جوهري دليل برتري تعهد بر تعاهد را عدم وجود معناي مشارکت مي‌داند؛ چرا که از ديدگاه وي، به کار بردن باب تفاعل، تنها در موارد بين اثنيني و مشارکتي جايز است.

البته درباره معناي مشارکت در باب تفاعل، ديگر لغويان مانند مرحوم سيّد عليخان مدنى، نظري متفاوت از يونس بن حبيب _ شاگرد جناب خليل بن احمد فراهيدي _
گزارش مي‌کند که وي به کار بردن باب تفاعل را در غير جايي که بين دو نفر باشد،
جايز شمرده است.[٣٣]

فخرالدين طريحي نيز مي‌نويسد:

وتعاهد جيرانك أي تفقّدهم بزيارة وأحفظ بذلك حقّ الجوار. وفلان يتعاهدنا أي يراعي حالنا؛ و التعاهد بمعنى التعهّد؛ و هو التحفّظ بالشيء وتجديد العهد، ومنه قوله: تعاهدوا القرآن ... .[٣٤]

عبارت مرحوم طريحى، نشان مي‌دهد كلمه تعاهد در احاديث گوناگون، به معناى تعهّد آمده است. در کتاب تاج العروس، ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره اين فصاحت بيشتر تعهد يا جواز به کار بردن تعاهد در جايي که مشارکت وجود ندارد، گزارش شده است. با توجه به اين گزارش‌ها، علاوه بر جناب يونس، ابن السكّيت و فرّاء نيز به کار بردن باب تفاعل در غير موارد مشارکت را جايز دانسته‌اند.[٣٥] بنابراين، قاعده باب تفاعل نمي‌تواند مانع اين دليل استحسانى شود.


[٣٢]. صحاح اللغه، ج٢، ص٥١٦.

[٣٣]. نک: الطراز الأوّل، ج٦، ص١٢١.

[٣٤]. مجمع البحرين، ج٣، ص١١٦.

[٣٥]. نک: تاج العروس، ج٥، ص١٤٦.