علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٠١

عاقله،[٢٩٤] حيات جاودان اخروي[٢٩٥] و حيات ويژه خداوند اشاره کرد.[٢٩٦]

اما تعريف حقيقت و ماهيت حيات، بسيار مشکل است و به نظر مي‌رسد دست يابي به معناي دقيق اين کلمه، امري دور و دست نيافتي باشد. برخي نيز که درصدد تعريف حيات برآمده‌اند در واقع به برخي ويژگي‌هاي ظاهري حيات اشاره کرده‌ و نتوانسته‌اند حقيقت آن را تعريف نمايند؛ از اين‌رو آن‌چه بيان شده، از حدود شرح الفاظ و واژه‌ها فراتر نمي‌رود.

ابوحيان توحيدي، حيات را اين‌گونه تعريف مي‌كند:

حيات عبارت است از عامل پيوند حرکت، احساس، عقل، رشد و توليد مثل. مرگ در مقابل حيات است.[٢٩٧]

صدرالمتألهين وجه مميّزه حيات را ادراک مي‌داند و معتقد است ادراک در حق اکثر حيوانات عبارت است از احساس و در حق انسان، حيات به واسطه ادراک که همان احساس همراه با فعل است، تکميل مي‌گردد و فعل و ادراک هر دو منبعث از دو قوه‌اند که يکي مدرکه و ديگري محرّکه است. از ديدگاه وي موجودي که ادراکش اشرف از احساس است، مانند معقول و فعل او برتر از مباشرت تحريک است، مانند مُبدِعات، به اسم حيات سزاوارتر است.[٢٩٨]

با توجه به ديدگاه ملاصدرا مي‌توان دريافت که حيات داراي مراتب است؛ يعني امري تشکيکي است و موجوداتي که از ويژگي‌هاي حيات بهره بيشتري دارند به اطلاق عنوان حيّ سزاوارترند.

ملاصدرا در جايي ديگر، ملاک بهره‌مندي از حيات را ترتب آثار وجودي
مي‌داند و مي‌گويد:

حيات هر موجودي به طور عام عبارت است از منشأيّت آثار آن موجود.[٢٩٩]

اين نوع از حيات، در تمام موجودات ساري و جاري است و تمام اجسام، اعم از بسائط و


[٢٩٤]. انعام، ١٢٢.

[٢٩٥]. انفال، ٢٤.

[٢٩٦]. مفردات الفاظ القرآن، ص٢٦٨-٢٦٩.

[٢٩٧]. المقابسات، ص٣١٤.

[٢٩٨]. نک: فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملاصدرا، ص٢٢٠.

[٢٩٩]. همان.