علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٠٣
انساني را با عنوان «حيات دنيا» و «حيات طيبه» ياد کرده است. از مظاهر حيات دنيوي و مادي انسان که محسوس همگان است، ميتوان به تغذيه، رشد، نمو، تلاش، دگرگوني و بالندگي که در نهايت به ضعف و زوال ميگرايد، اشاره کرد. اما مقصود از حيات طيبه، بُعد معنوي و غيرمادي حيات انساني قرار دارد که نامحسوس و پنهان است. اين بُعد از حيات، مربوط به روح انسان است که عنصر اساسي وجود وي را شکل ميدهد. دستيابي به اين حيات، نتيجه آراسته شدن به ايمان و عمل صالح و صفات نيکوي اخلاقي است که زمينه نيل انسان به قرب خداوند را فراهم ميکند.
برخي انسانها در طول زندگي ممکن است به حيات جسماني و دنيوي خويش محوريت دهند و در نتيجه تمام توان خود را براي آن هزينه کنند؛ همچنان که قرآن کريم ميفرمايد:
Gيَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونF؛[٣٠٥]
از زندگى دنيا، ظاهرى را مىشناسند، و حال آنكه از آخرت غافلاند.
در واقع سير وجودي چنين انسانهايي در اين سطح متوقف شده و نتوانستهاند دروازه افقهاي برتر حيات را به روي خود بگشايند. کسي که در اين حد از حيات متوقف شود به حيات واقعي دست نيافته و به همين سبب در فرهنگ قرآن کريم از او به عنوان مُرده ياد شده است:
Gإِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونF.[٣٠٦]
تنها آنان كه مىشنوند مىپذيرند و مردگان را خدا زنده مىكند و سپس همه به نزد او بازگردانده مىشوند.
و از مرده توقع گوش فرادادن به زمزمههاي حيات حقيقي بيهوده است، آنچنان که قرآن ميفرمايد:
Gإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرينF؛[٣٠٧]
تو نمىتوانى مردگان را شنوا سازى و آواز خود را به گوش كرانى
كه از تو روى
مىگردانند برسانى.
چنين کساني در منطق قرآن از مزاياي حيات چون شنيدن و ديدن و فکر کردن و... _ که
[٣٠٥]. روم، ٧.
[٣٠٦]. انعام، ٣٦.
[٣٠٧]. نمل، ٨٠.