علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٢


مقدمه

دانش فقه الحديث، نيازمند مقدمات فراواني است که لغت‌شناسي جزو ارکان اصلي آن به شمار مي‌آيد. تسلط بر لغت عرب، بخشي انکاري نشدني از فهم حديث محسوب مي‌شود؛ چراکه معارف روايي در بستر اين زبان جاري شده است. براي جلوگيري از اشتباه در فهم، توجه به تطورات معنايي در بهره‌گيري از کتاب‌هاي لغت عرب، ضروري است.
از جمله نکات مهم در بررسي رابطه بين حديث و لغت، توجه به واژگاني است که
توسط معصوم٧ معنا شده‌اند. سؤال اصلي اين است که در تعارض معناي لغوي با
معنايي که امام٧ در روايات بيان فرموده، کدام‌يک مقدم است؟ بررسي اين موضوع در کتاب‌هاي فقه الحديث و عبارات محدثان به کشف قاعده «تقدم معناي روايي بر معناي لغوي» مي‌انجامد.

هدف اين نوشتار تبيين و تثبيت اين قاعده با ارائه نمونه‌هاي روشن تعارض بين کلام معصوم با اهل لغت خواهد بود که تاکنون در نوشتاري به اين قاعده پرداخته نشده است. در ادامه ضمن پرداختن به چهار واژه «لغية»، «غسق»، «تعاهد» و «طعام» _ که افزون بر معناي لغت‌نامه‌اي در روايات نيز به‌صورت متفاوت معنا شده‌اند _ نظر محدثان در تقدم معناي روايي بيان مي‌شود.

نمونه اول: واژه «لغية»

از جمله نمونه‌هاي تصريح به اين قاعده را در حاشيه کتاب الاربعون حديثا، اثر شيخ بهايي (١٠٣٠ق) همراه با تعليقه علامه محمد اسماعيل خواجويى (١١٧٣ق) مي‌توان يافت.[٨] شيخ در ذيل حديث شماره ٢٤ اين بحث را مطرح مي‌کند؛ متن روايت چنين است:

... عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ٧، قَالَ‌: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ٩‌ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى‌ كُلِ‌ فَحَّاشٍ‌
بَذِيٍّ قَلِيلِ الْحَيَاءِ لَا يُبَالِي مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ لَهُ‌، فَإِنَّكَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لغية أَوْ
شِرْكِ شَيْطَانٍ.

محل بحث، واژه «لغيه» است و شيخ بهايي چنين توضيح مي‌دهد که احتمال دارد اين واژه به ضمّ لام، اسكان غين و فتح ياء «لُغْيَة» باشد و مراد از آن، مخلوق از زناست.


[٨]. اين کتاب توسط آقاي سيد مهدي رجايي تصحيح شده است.