علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٨١
شناختن امام معصوم ممکن نيست، پس مقصود اجماع اهل حل و عقد است.[٢٣٧]
اين مسئله به مبناي شخصي فخر رازي برميگردد که چون اجماع را معصوم از خطا ميداند، اولي الامر را به آن تطبيق ميکند؛ در حالي که همانند احتمال خطا براي تکتک افراد، براي اجماعي که از چند نفر تشکيل يافته نيز چنين احتمالي وجود دارد. از اينرو اجماع، حقيقتي جز افراد آن ندارد که داراي وصف عصمت باشند.
البته _ همانطور که پيشتر گذشت _ شيعه معتقد است تنها مصداق اولي الأمر اهلبيت: پيامبر٦ هستند که اطاعت آنها همانند اطاعت رسول خدا٦ پس از ايشان واجب است؛ اما به توجه به ديدگاه علماي اهلسنّت، امام علي٧ بدون شک از اولي الأمر است؛ چون در زمان رسول خدا٦ از فرماندهان جنگ بوده[٢٣٨] و پس از ايشان نيز از خلفاي راشدين به شمار ميرود. در عين حال، آن حضرت از علماست و بلکه عالمترين شخص به سنّت نبوي است.[٢٣٩]
ايشان در زمان رسول خدا٦ دستکم فرماندهي سه سريه را به عهده داشته است و از امرا نيز به شمار ميرود.[٢٤٠]
دکتر محمد رواس آورده است:
فقه سلف از فقه صحابه نشئت گرفته است و فقه صحابه نيز از فقه ائمه فتوا و برجستگان آنها در فقه سرچشمه ميگيرد که عبارتاند از عمر بن خطاب، علي بن ابيطالب، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، عبدالله بن مسعود، زيد بن ثابت و عاشه رضي الله عنهم جميعاً. و به شهادت رسول خدا٦، علم علي بن ابيطالب رضي الله عنه از همه اينها بيشتر است.[٢٤١]
با توجه به هر دو تفسير درباره اولي الامر، امام علي٧ از اولي الامر است؛ چرا که هم از امرا و هم از علما بوده است. شيخ مفيد; در اينباره مينويسد:
اميرالمؤمنين٧ بدون شک از اولي الأمر است؛ چون در معناي اولي الأمر اقوالي وجود دارد؛ اول اينکه اولي الأمر علما هستند؛ دوم، امراي سريهها و سوم هم پيشوايان
[٢٣٧]. مفاتيح الغيب، ج١٠، ص١١٣.
[٢٣٨]. المغازي، ج٢، ص٥٠٢، ج٣، ص٩٨٤ و ١٠٧٩.
[٢٣٩]. الاستيعاب، ج٣، ص٢٠٦؛ الرياض النضرة، ج٣، ص١٤١؛ سير اعلام النبلاء، ج٢، ٦٢٨؛ طبقات الفقهاء، ص٤٢.
[٢٤٠]. المغازي، ج٢، ص٥٠٢، ج٣، ص٩٨٤ و ١٠٧٩.
[٢٤١]. موسوعة فقه علي بن أبي طالب، ص٥.