علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١١٥

فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا؛[٣٤٢]

پس شكيبايى ورزيدم، ولى به كسى مى‌ماندم كه خاشاک چشمش را پر كرده و استخوان راه گلويش را گرفته است.

ايمان به ياري خداوند سبب مي‌شود انسان بندهاي اسارت را بگسلد و نيروهاي خويش را آزاد کند و آزاد شدن نيروهاي دروني انسان وي را بر بسياري از کارها قادر مي‌سازد. استقامت و پايداري پيامبران الهي در برابر حاکمان جور و مردم ناصالح، بازتاب عينيِ ايمان و باور ايشان است.

بندگان مؤمن خداوند _ که چشم به حمايت و لطف پروردگار دوخته‌اند و وارد ميدان عمل شده‌اند _ از آرامش و اطمينان و نيروى فوق‌العاده روحى و معنوى برخوردار مي‌شوند كه آنان را در رويارويي با مشكلات ياري خواهد کرد. اينان همچون سپاهيان باايمان طالوت،[٣٤٣] با تمام توان در مقابل کوه مشکلات قد برافراشته و در مقابله با ناگواراي‌هاي زندگي، در خود نيرويي بس عظيم احساس مي‌کنند. علي٧ با تکيه بر ايمان خود به سرچشمه قدرت الهي راه يافت و توانست با نيرومندي خارق العاده‌اي در بزرگ قلعه خيبر را _ که براي از ريشه درآوردن آن، به نيروي بازوي چند ده تن نياز بود _ به تنهايي از جاي بکند و به سويي افکند. خود ايشان به منشأ اين توان‌مندي اين‌گونه اشاره مي‌فرمايد:

وَاللَّهِ مَا قَلَعْتُ بَابَ خَيْبَرَ بِقُوَّةٍ جِسْمَانِيَّةٍ وَ لَكِنْ بِقُوَّةٍ رَبَّانِيَّة؛[٣٤٤]

به‌خدا سوگند، درِ خيبر را به قدرت و نيروى جسمى خودم نكندم، بلكه به‌ قدرت الهى بود.

ناتواني و ضعف، آن‌گاه رخ مي‌نمايد که انسان خود را در رسيدن به مقصود ناتوان و مغبون ببيند يا پايان کار را با از دست دادن محبوب دروغين خود، همراه بداند و چون آينده را از دست رفته مي‌داند، ضعف و کسالت به او رو مي‌کند. طبيعي است که اگر کسي افق آينده را روشن بداند و در پيش خود جز نيکويي نبيند و در اين اعتقاد جازم باشد، هيچ‌گاه دچار ضعف و زبوني نمي‌گردد. از اين رو انسان مؤمن با هدف‌مند دانستن نظام آفرينش، در پرتو اين نوع جهان‌بيني به آينده اميدوار است و به راست بودن وعده خداوند درباره ياري


[٣٤٢]. نهج البلاغه، خطبه ٣، ص١٤٨.

[٣٤٣]. نک: بقره، ٢٤٩.

[٣٤٤]. ارشاد القلوب الي الصواب، ج٢، ص٢٤٦.