علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٩
مقدمه
گاه کنار هم قرار گرفتن دو دسته از احاديث، نوعي تعارض در قول يا فعل معصوم٧ را نشان ميدهد. در دانش اصول فقه در بحث تعادل و تراجيح، به اين موضوع به صورت مفصل پرداخته شده است. فقيهان و اصوليان در هنگام تعارض روايات، متکفل دو بحث شدهاند؛ نخست پيش از استقرار تعارض و دوم، پس از استقرار تعارض. در بخش نخست، عناوين و بحثهاي متعددي مطرح است که تعارض ظاهري دو روايت را از بين ميبرد.
از جمله اين عناوين _ که ميتواند تعارض دو دسته روايات را برطرف کند _ توجه به منشأ صدور روايت است. منشأ تعارض در مواردي ميتواند وضعيت پيراموني، ظرفيت فکري و عقيدتي مخاطب، تناسب سؤال و جواب، نوع موضوع و ... باشد. اگر منشأ تعارض، حداقل تأثيرپذيري يکي از دو طرف، از فضاي صدور روايت باشد، آن روايت در اصطلاح «قضيه خارجيه» ناميده ميشود و در مقابل آن قضاياي حقيقيه قرار دارد.
قضيه خارجيه _ که در کتابهاي فقهي از آن با نام «قضية في واقعة» ياد ميشود _ مختص دانستن يک آموزه يا دستور به مخاطب، موقعيت يا شرايط خاص اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ... است و در مقابل، قضيه حقيقيه به معناي حجت بودن آن آموزه براي ديگر مخاطبان و حتي غايبان _ از مجلس تخاطب يا ديگر زمانها _ است. با قضيه خارجيه شمردن يک دسته از روايات در مقام تعارض، اين دسته مختص به مورد خاص ميشود، تعارض مرتفع ميگردد و ميتوان حجيت دسته ديگر را نتيجه گرفت.
در اصول فقه، درباره تعارض روايات و راههاي رفع آن، بحثي مفصل مطرح است. همچنين فقيهان در مواجه با روايات متعارض، قواعد تعادل و تراجيح را به کار ميبندند و به صورت پراکنده به تأثيرگذاري فضاي صدور بر تعارض اخبار اشاره کردهاند. آنچه نوشتار حاضر را از اين بحثها متمايز ميکند، تمرکز آن بر تأثيرگذاري فضاي صدور بر رفع تعارض روايات است. همچنين بناي اين بحث بر جمعآوري و تببين نمونههايي است که فقها در ميان مباحث مختلف به آنها اشاره کردهاند.
بنابر استقرايي که در اينباره صورت گرفت، فقيهان در مقام تعارض اخبار به سه دليل يکي از دو طرف را بر قضيه خارجيه حمل کردهاند. در ادامه هريک اين دلايل با ذکر نمونههاي آن تبيين ميشود.