علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٠٢
مرکبات، داراي حيات و نفس به اين معنا هستند.
از ديدگاه علامه طباطبايي در چشماندازي کلي، حيات، قرار گرفتن شيء (پديده) در وضعيتي است که بر آن پديده، آثار مورد انتظار از آن مترتب شود و مرگ، درست در نقطه مقابل چنين وضعيتي قرار دارد. با توجه به شاخصه مزبور، اولاً هر پديده _ حتي جمادات _ در هستي ميتواند داراي حيات باشد؛ ثانياً حيات هر يک از آنها متمايز از ديگري است. به عنوان نمونه، حيات و زندگي زمين به اين است که سرسبز و خرم باشد؛ حيات کلمه، داشتن اثر مطلوب بر شنونده و حيات انسان به معناي راهيابي او به راه هدايت فطري انساني مثلاً داشتن عقل سليم و روح پاک است. پيداست در نمونههاي ذکر شده مرگ در نقطه مقابل حيات قرار دارد.[٣٠٠]
علامه محمدتقي جعفري نيز حيات را اينگونه تعريف ميكند:
حيات عبارت است از احساس حركت و لذت و الم و توليد مثل و پيدا كردن موقعيت براي هستي.[٣٠١]
در يک جمعبندي کلي از ديدگاههاي يادشده درباره حيات، ميتوان آن را اينگونه تعريف کرد: حيات عبارت است از عامل حرکت، احساس، ادراک و منشأيت براي آثار.
واژه «طيّب» به معناي نيکو شدن و دلچسب و طبع پسند شدن است. «طَابَ الشَّىءُ طَيباً»، يعنى دلچسب و طبعپسند شد. به گفته راغب، اصل طيّب آن است كه حواسّ و نفس از آن لذّت ميبرد.[٣٠٢] در مقابل طيب، خبيث قرار دارد که انسان از آن متنفر است.[٣٠٣]
بنابراين، طيب به هر چيزي که پسنديده و به دور از آلودگي ظاهري و باطني است و نفس بدان تمايل دارد، اطلاق ميگردد.[٣٠٤]
ب )جايگاه اخلاق در حيات طيبه
اديان الهي و منابع ديني، انسان را آميزهاي از جسم و روح يا ماده و معنا برشمردهاند که پديده حيات در اين دو قلمرو جريان و امتداد مييابد. قرآن کريم، اين دو جنبه از حيات
[٣٠٠]. الميزان في تفسير القرآن، ج١٠، ص٥١-٥٢.
[٣٠١]. ترجمه و تفسير نهج البلاغه، ج١٢، ص١٠٥.
[٣٠٢]. مفردات الفاظ القرآن، ص٥٢٧.
[٣٠٣]. لسان العرب، ج١، ص٥٦٣.
[٣٠٤]. التحقيق في کلمات القرآن الکريم، ج٧، ص١٥١.