علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٣
نيست.[١٠٥] آن چه در نسبت دادن طاق به محمد بن نعمان شهرت دارد، محل کار او در بازار طاق المحامل کوفه است.[١٠٦]
ذهبي به نقل از کتاب تاريخ ابن أبي طي ميگويد:
او در محلي از بازار کوفه به نام طاق المحامل، صرّافي داشته است. کسي بر سر تقلّبي بودن يا اصالت سکّهاي با او بحث ميکند و مؤمن طاق پيروز ميشود و ميگويد: من شيطان الطّاق هستم.
همچنين وي از هشام بن الحکم چنين نقل ميکند:
من با مؤمن الطّاق وارد مسجد کوفه شدم و جماعتي از مرجئه آنجا نشسته بودند. در ميان آنها سفيان و ابوحنيفه نيز بودند و بحثي ميان مؤمن الطّاق با ابوحنيفه درميگيرد و مؤمن الطّاق پيروز آن مناظره ميشود. اين باعث ميشود که ابوحنيفه به او لقب شيطان الطّاق دهد.[١٠٧]
بر اين اساس، لقب «شيطان الطاق» ميتواند
به دو صورت معنا شود که يکي
بيانگر مدح و ديگري بيانگر ذم است. در صورت اول، به معناي
زيرکي و ناآرامي است
که در فارسي به شيطنت معروف است. البته اين معنا براي کودکان
به کار ميرود؛[١٠٨] دوم به معناي
سرکش، نافرمان و متمرد، يعني دورشده و رانده شده و به کسي که موجب
گمراهي مردم شود ميگويند.[١٠٩] اگر محمد
بن نعمان، خود اين لقب را براي خود قرار داده باشد، به معناي مدح
است؛ زيرا بنابر نقلي که بيان شد، مؤمن الطاق زماني اين
لقب را به خود داده است که در شناسايي سکه اصيل از تقلبي،
برطرف مقابلش پيروز شده است و اين لقب بيانگر زيرکي
اوست. اما اگر کساني همچون ابوحنيفه يا افراد ديگري
از اهلسنّت اين لقب را به وي داده باشند، به معناي ذم است. اما
بر اساس آنچه شهرت دارد و از انتساب فرقه «شيطانيه»[١١٠] به وي برميآيد،
اين لقب از کينه دشمنانش برخاسته است.[١١١] اگر چه برخي
قائلاند که اين لقب در اوايل، بار مثبت داشته، اما وجود گزارشهايي
اين احتمال را رد
[١٠٥]. شرح الکافي الاصول و الروضه، ج٦، ص٢٧٦؛ الاعلام،ج٦، ص٢٧١.
[١٠٦]. رجال النجاشي، ص٣٢٥؛ کتاب الرجال لابن داوود، ص٣٢٦؛ خلاصة الاقوال، ص١٣٨.
[١٠٧]. تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، ج١١، ص١٨٢، ج٢٥، ص٢٦٣.
[١٠٨]. نک: لغتنامه دهخدا، ج١٠، ص١٤٧٠٦، مدخل شيطان.
[١٠٩]. نک: همان، ص١٤٧٠٦.
[١١٠]. نک: همان، ص١٤٧٠٧.
[١١١]. امام صادق٧ و مذاهب اهلسنت، ج٣، ص٨٣.