علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٨
سوي معصوم ميداند.
البته فاضل مقداد; چنين نوشته است:
و الغسق أوّل ظلمة الليل و ذلك حين يغيب الشفق و لذلك قال الجوهري: الغاسق الليل إذا غاب الشفق و قيل: غسق الليل شدّة ظلمته و ذلك إنّما يكون في نصف الليل.[٣٠]
ظاهراً فاضل مقداد نظريه تقدم قول معصوم بر قول لغوي را نپذيرفته و غسق را همان اوّل ظلمت و تاريكى شب معنا كرده است. وي معناي «نيمهشب» را که از روايات به دست ميآيد بهصورت «قيل» نقل كرده كه قول برگزيده او نيست؛ از اينرو با صيغه تمريضيّه بيان ميکند. ميتوان کلام فاضل مقداد را چنين توجيه کرد که كنز العرفان يک تفسير مقارن به شمار ميآيد که در آن، به نظريات عالمان و فقيهان ديگر مذاهب نيز توجه شده است؛ بدينرو با ديدگاه عالمان و فقيهان شيعه متفاوت است.
بنابراين واژه غسق _ برخلاف آنچه در منابع لغوي
به تاريکي ابتداي شب معنا
شده _ در روايات، به معناي نيمهشب است و در اين تعارض، قول
معصوم بر قول
لغوي تقدم دارد.
نمونه سوم: واژه «تعاهد»
نمونه ديگر، واژه «تعاهد» که شهيد ثاني (٩٦٥ق) در کتاب الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية در بحث مستحبات مسجد، به آن توجه کرده و مينويسد:
و تعاهد نعله و ما يصحبه من عصا و شبهه: و هو استعلام حاله عند باب المسجد احتياطا للطهارة و التعهد أفصح من التعاهد، لأنه يكون بين اثنين و المصنف تبع الرواية.[٣١]
بحث درباره بازبيني ته کفش و عصاست که فرد نمازگزار احتياط کند آلودگي و نجاست را به داخل مسجد نبرد.
شهيد اوّل (محمّد بن مكّى عاملى جزينى، ٧٨٦ق)، لغتدان، نحوى و اديبي تواناست و ادبيات را در مصر، نزد شمسالدين محمد كرمانى (٧٥٦ق) _ شارح صحيح بخارى _ آموخته است. با اين حال، شهيد ثانى (زينالدين جبعى عاملى، ٩٦٥ق) به شهيد اوّل
[٣٠]. كنز العرفان فى آيات الاحكام، ج١، ص٦٧.
[٣١]. الروضة البهيه، ج١، ص٥٤٢.