علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٠
علي٧ است.[٢٧٢]
گنجي شافعي _ از علماي موثق اهلسنّت _ ميگويد:
ابوبکر، عمر، عثمان و ديگر صحابه هميشه با امام علي٧ درباره احکام دين مشورت ميکردند و به دليل اعترافي که به علم آن حضرت و گستردگي فضل و مقام ايشان در برتري عقلش و درستي حکمش داشتند، رأي او را در رد يا قبول احکام ميپذيرفتند.[٢٧٣]
از جمله اين موارد، روزي است که عمر حکم به سنگسار زني باردار داد که زنا کرده بود. امام فرمود: «تا زماني که بچه را به دنيا نياورده است، نميشود حکم را اجرا کرد». عمر سخن امام را پذيرفت و گفت: «لولا علي لهلک عمر».[٢٧٤]
در جايي که خلفا و صحابه اعتراف ميکنند علي اعلم صحابه است و در مشکلات علمي خود به آن حضرت رجوع ميکنند، ديگر ديدگاه امثال ابوبکر بن عربي و نسبت دادن اعلميت به کساني که خودشان اين صفت را قبول ندارند، عملي بيهوده است.
ثانياً، حديث مدينة العلم در سنن و صحاح معتبر اهلسنّت _ همچون سنن ترمذي، عمدة القاري، اسدالغابه، تاريخ بغداد و المستدرک _ نقل شده و صحت آن را تأييد کردهاند. از اينرو رد کردن حديثي معتبر نزد شيعه و اهلسنّت که مؤيداتي در کلام صحابه نيز دارد را ردّ کنيم، کاري نادرست است.
با توجه به مطالب بيان شده و اينکه امام علي٧ همان کسي است که علم تمام قرآن
_ اعم از ظاهر وباطن و اسرار آن _ نزد اوست و از سوي ديگر، قرآن به عنوان
کلام الهي مبيّن هر چيز و بزرگترين سرمايه و منبع احکام
و فهم معارف و احکام دين است، کسي که علم قرآن نزد اوست، مرجع بيان
معارف قرآن و دين خواهد بود.
د) آيه «اهل الذکر»
خداوند مردم را در چيزهايي که نميدانند به کساني که آگاه و عالم هستند ارجاع ميدهد و ميفرمايد:
Gفَاسئَلُوا أَهَلَ الذِّکرِ إِن کُنتُم لا تَعلَمُونَF؛[٢٧٥]
[٢٧٢]. الاستعياب، ج٣، ص٢٠٦؛ سير اعلام النبلاء، ج٢، ص٦٢٨؛ کفاية الطالب، ص٣٣٢.
[٢٧٣]. کفاية الطالب، ص٢٢٣.
[٢٧٤]. همان، ص٢٢٧.
[٢٧٥]. نحل، ٤٣؛ انبياء، ٧.