علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٨٨
البته علاوه بر اين فرمايش امام، دليل ديگري در ردّ اين نظريه وجود دارد که مکّي بودن سوره رعد است؛ در حالي که عبدالله بن سلام در مدينه ايمان آورده است.
از سعيد بن جبير پرسيدند: آيا «من عنده علم الکتاب» عبدالله بن سلام است؟ گفت: چطور عبدالله بن سلام است، در حالي که سوره رعد مکي است و عبدالله بن سلام در مدينه ايمان آورده است؟[٢٦٦]
٣. اشکال و جواب
قرطبي در تفسير خود از قاضي ابوبکر بن عربي نقل ميکند:
به دو دليل ميگويند منظور از «من عنده علم الکتاب» علي٧ است: يا به اين دليل که علي اعلم مؤمنان است، در حالي که اين درست نيست؛ چون ابوبکر، عمر وعثمان از او عالمتر بودند. دليل ديگر، فرمايش پيامبر٦ است که فرمود: «أنا مدينة العلم و علي بابها؛ من شهر علم هستم و علي دروازه آن است» که اين حديث باطل است؛ زيرا پيامبر شهر علم است و اصحابش ابواب آناند؛ علم برخي از آنها زياد و بعضي متوسط؛ هريک به اندازه شأن و جايگاه خود در علوم [باب علماند].[٢٦٧]
ملا علي قاري در توضيح حديث «مدينة العلم» ميگويد:
يعني «علي بابٌ من ابوابها؛ علي دري از درهاي علم پيامبر است»، اما تخصيص اين بابيت نشانگر نوعي از تعظيم است. البته آن حضرت نسبت به بعضي از صحابه اعلم و برتر است؛ اما از چيزهايي که دلالت ميکند همه اصحاب ابواب علم پيامبرند، حديث «أصحابي کالنجوم بأيّهم إقتديتم إهتديتم» است وتأييد اين سخن اين است که تابعان علوم مختلف از قبيل علوم شرعيه، قرائت، تفسير، حديث، فقه را از ديگر صحابه آموختهاند، با اين تفاوت که علي رضي الله عنه به بابيت در علمي خاص، اختصاص ندارد (يعني برخي صحابه در علومي خاص اعلم معرفي شدهاند؛ مثلاً ابنمسعود در تفسير تخصص دارد، ولي امام علي٧ در تمام علوم متخصص و مرجع است) و از چيزهايي که بر گستردگي علم ايشان دلالت دارد، حديث معقل بن يسار است که از رسول خدا٦ چنين نقل ميکند: «أَوَ مَا تَرضَينَ أَنِّي زَوَّجتُکَ أَقدَمَهُم سِلماً وَأَکثَرَهُم عِلماً وَأَعظَمَهُم حِلماً».[٢٦٨]
[٢٦٦]. الکشف والبيان، ج٥، ص٣٠٢؛ الجامع لأحکام القرآن، ج٩، ص٣٣٦.
[٢٦٧]. الجامع لأحکام القرآن، ج٩، ص٣٣٦.
[٢٦٨]. مرقاة المفاتيح، ج٩، ص٣٩٤٠.