علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٢
مصاديقي است که تمام الموضوع محقق نيست.
در نتيجه فقيهان در مواردي ابهام در
شاخت موضوع را از مصاديق قضاياي
خارجيه ميدانند.
٢. قرائن مفقود
تعليل ديگري که فقها در هنگام تعارض ادله به کار بردهاند و به سبب آن، روايت را از مصاديق «قضية في واقعة» دانستهاند، انتقال نيافتن قرائن خارجي روايت در هنگام نقل است؛ موضوعي که به سبب آن، فقها مواردي را بر قضيه خارجيه حمل کردهاند.
براي مثال، صاحب شرائع[٦٦] و ديگران[٦٧] در رفع تعارض روايتي که در آن امام علي٧ حکم به تقسيم ديه به شکلي خاص دارد مينويسد:
در اين روايت احتمال خصوصيتي ميرود که امام علي٧ چنين حکمي داده است.
بنا بر نقل کليني، در رود فرات شش کودک بازي ميکردند؛ يکي از آنها غرق شد. سه نفر از آنان گفتند: آن دو نفر او را غرق کردند؛ و آن دو نفر گفتند: آن سه نفر او را غرق کردهاند. امام علي٧ در اينباره چنين حکم فرمود: «ديه را به پنج قسمت تقسيم کنند؛ سه قسمت را آن دو نفر بدهند و دو قسمت را آن سه نفر.»[٦٨]
اين روايت از جهاتي با قواعد فقهي ناسازگار است:
يکم. شهادت کودک نابالغ در مثل اين مورد پذيرفتني نيست؛[٦٩] در حالي که در اين روايت، بر شهادت کودک نابالغ حکم مترتب شده است.[٧٠]
دوم. شاهد بايد عادل باشد و هنگامي که دو گروه عليه يکديگر شهادت ميدهند، دستکم گروه دوم در معرض اتهام قرار دارند و شهادت آنها پذيرفته نيست يا اينکه اگر شهادت عليه کل جمع باشد، همه اين افراد در معرض اتهام هستند و شهادت آنها پذيرفتني نيست؛[٧١] در حالي که در اين روايت شهادت هر دو گروه پذيرفته شده است.
[٦٦]. «كانت حكما في واقعة فلا تعدي لاحتمال ما يوجب الاختصاص» (شرايع الاسلام، ج٤، ص٢٣٧).
[٦٧]. نک: جواهر الکلام، ج٤٣، ص٩٤.
[٦٨]. «فَقَضَي٧ بِالدِّيَةِ أَخْمَاساً ثَلَاثَةَ أَخْمَاسٍ عَلَي الِاثْنَيْنِ وَ خُمُسَيْنِ عَلَي الثَّلَاثَة» (الکافي، ج٧، ص٢٨٤، ح٦).
[٦٩]. نک: السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج٣، ص٣٧٥؛ نکت النهايه، ج٣، ص٤٢٥.
[٧٠]. فرض اينکه آن کودکان بالغ بودهاند درست نيست؛ فقها نيز در باب قبول شهادت خبر کودک نابالغ، به اين روايت استدلال کردهاند. (نک: جواهر الکلام، ج٤٣، ص٩٤)
[٧١]. نک: مسالک الافهام، ج١٥، ص٣٥٩؛ مفتاح الکرامه، ج١٦، ص٤٠٤.