علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٦

متن روايت چنين است:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ٧ عَمَّا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الصَّلَاةِ فَقَالَ خَمْسُ صَلَوَاتٍ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَقُلْتُ هَلْ سَمَّاهُنَّ اللَّهُ وَ بَيَّنَهُنَّ فِي كِتَابِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لِنَبِيِّهِ٦‌: Gأَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‌ غَسَقِ اللَّيْلِ‌F وَ دُلُوكُهَا زَوَالُهَا وَ فِيمَا بَيْنَ دُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ أَرْبَعُ‌ صَلَوَاتٍ سَمَّاهُنَّ اللَّهُ وَ بَيَّنَهُنَّ وَ وَقَّتَهُنَّ وَ غَسَقُ اللَّيْلِ هُوَ انْتِصَافُهُ ... ؛[٢٣]

زراره مي‌گويد: از حضرت باقر٧ سؤال كردم از آن‌چه خداوند فرض كرده است از نماز. حضرت فرمود: خداوند پنج نماز را واجب ساخته است در شب و روز. گفتم: آيا خداوند آن‌ها را نام برده است و آن‌ها را در كتاب خود بيان و روشن كرده است؟ فرمود: آري، خداوند به پيامبرش فرمود: Gأَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِF و دلوک خورشيد هنگام زوال خورشيد در ظهر است و آن‌چه بين زوال خورشيد در ظهر تا غسق شب است چهار نماز است كه خداوند آن‌ها را نام برده و بيان كرده و وقت آن‌ها را معيّن نموده است و غسق شب، نصف شب است... .

سند اين روايت، از سندهاى عالى الكافى است و در اصطلاح، صحيحه اعلايى به شمار مي‌رود.[٢٤] البته برخي با توجه به وجود ابراهيم بن هاشم در سلسله سند، آن را «حسن» مي‌دانند. علي بن ابراهيم بيشتر رواياتش _ که حدود شش‌هزار حديث است _ را از پدرش نقل مي‌کند. بسياري از بزرگان، روايات ابراهيم بن هاشم را «حسن» نمي‌دانند، بلکه آن را «صحيح» شمرده‌ و به آن عمل کرده‌اند.[٢٥]

امام باقر٧ در اين روايت، واژه غسق را به‌صراحت معنا مي‌کند؛ در حالي که اين
معنا با آن‌چه اهل لغت در کتاب‌هاي خود نوشته‌اند متفاوت است. با اين‌که حضرت،
غسق را به نيمه‌شب معنا مي‌کند، برخي از لغوي‌ها آن را به تاريکي ابتداي شب
تعبير کرده‌اند. در چنين تعارضي به قول امام٧ تمسک مي‌شود و کلام اهل لغت مورد
توجه نيست.


[٢٣]. الکافي، ج٦، ص٢٥.

[٢٤]. مرحوم خويي درباره محمد بن اسماعيل مي‌گويد: «او در کتاب‌هاي رجالي توثيق نشده است؛ اما به دليل وقوع در اسناد کتاب کامل الزيارات، توثيق مي‌شود». اگر فرض شود مرحوم خويي از نظر خود مبني بر وثاقت راويان موجود در کامل الزيارات برگشته، بايد گفت محمد بن اسماعيل استاد کليني و شاگرد فضل بن شاذان است. افزون بر اين، کليني ٥٧٥ روايت را از فضل بن شاذان از طريق ايشان نقل مي‌کند. از اين‌رو مي‌توان به او اعتماد کرد و سند را صحيح دانست.

[٢٥]. نک: روضة المتقين، ج٤، ص٢٨٣ و ٣١٥.