علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٥
بعضي از بزرگان عصر ما اين لفظ را «لِغيه» خواندهاند، اما بايد «لُغيه» خوانده شود.[١٦]
همچنين وي سخني قابل توجه دارد و گفته است:
و بعض الطلبة ظنّ انّه لم نطّلع علي ما في الصحاح؛[١٧]
بعضي از طلبهها گمان کردهاند ما متوجه آنچه در صحاح هست، نشديم.
شايد منظور شيخ بهايي از «بعضي از طلبهها» ميرداماد باشد! وي در ادامه ميگويد: «اين طلبه متوجه نشده که ما از حديث مثال آوردهايم». شيخ بهايي با اين عبارت، به قاعده مورد بحث اشاره کرده و تأکيد ميکند که هر جا حديث با قول لغوي تعارض کرد، قول معصوم مقدم است و مدار بسياري از الفاظ موجود در احاديث بر سماع از محدثان قرار دارد.
بنابراين در مواردي مانند واژه «لغيه» که بين قول لغوي و قول معصوم٧ تعارض به وجود آمده، قول معصوم مقدم است.
نمونه دوم: واژه «غسق»
نمونه ديگري که شيخ بهايي در کتاب چهل حديث خود به آن ميپردازد، واژه «غسق» است. شيخ مينويسد:
بعضي از شاگردان به اين عبارت من که «غَسَق» در آيه Gأَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِF[١٨] را به نيمهشب معنا کرده بودم اعتراض کردند؛ چراکه جوهري اين کلمه را در صحاح به «أوّل ظُلمة الليل»[١٩] معنا کرده است.[٢٠]
امروزه اهلسنّت نيز غسق را به اول شب معنا ميکنند. مرحوم مغنيه براي بيان وقت نمازهاي روزانه، غسق را به اول شب معنا کرده است.[٢١] شيخ بهايي در ادامه ميگويد:
پس از اينکه معناي اين واژه را از کلام امامان: «غَسَقُ اللَّيْلِ هُوَ انْتِصَافُهُ» به نيمهشب معنا کرديم، ديگر به عبارت کتابهاي لغت توجه نميکنيم.[٢٢]
[١٦]. نک: الاربعون حديثاً، ص٤٩٥.
[١٧]. نک: همان.
[١٨]. اسراء، ٧٨.
[١٩]. صحاح، ج٤، ص١٥٣٧.
[٢٠]. نک: الاربعون حديثاً، ص٤٩٥.
[٢١]. نک: الفقه علي المذاهب خمسه، ج١، ص٨٠.
[٢٢]. نک: الاربعون حديثا، ص٤٩٥.