علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٤
در موضوع تحمّل حديث، هفت شيوه وجود دارد؛ شيوه اول، املا بوده که عاليترين شيوه به شمار ميرود. در قرن چهارم و پنجم، کتابهاي امالي فراواني وجود دارد؛ چراکه امالي، درس رايج آن زمان بوده و احاديث توسط استاد براي شاگردان خوانده ميشد و آنها آنچه از استاد ميشنيدند را ضبط ميکردند؛ مانند امالي شيخ مفيد، شيخ صدوق، شيخ طوسي و سيد مرتضي. به ديگر سخن، اصل و قاعده اوليه، سماع از استاد بوده که حتي بر کتاب لغت نيز برتري و تقدم دارد؛ از اينرو شيخ بهايي ميگويد:
و انّ مدار کثير من الالفاظ الواقعة في الحديث علي السماع من المحدثين، لا علي ما يوجد في کلام اللغويين؛[١٣]
همانا ملاک در بسياري از کلمات موجود در روايات، شنيدن از محدثان است؛ نه آن [اعراب و معنايي] که در عبارات اهل لغت وجود دارد.
البته نقل لغت نيز در ميان عالمان لغت قانونمند است. جلالالدين عبدالرحمن سيوطى كتابى با نام المزهر فى علوم اللغة و انواعها دارد که يک فصل از آن به آداب تحمل لغت[١٤] اختصاص يافته است. به نوشته وي، تحمّل و نگارش لغت نيز مانند حديث است و بايد به يكى از راههاي هفتگانه تحمل شود. املا و سماع از معتبرترين راههاي تحمل و نقل لغت به شمار ميآيند؛ از اينرو بسيارى از لغويان كتابهاى خود را بر شاگردان خود املا كردهاند. كتاب امالى ابوعلي اسماعيل بن قاسم قالى (٢٨٨-٣٥٦ق) از جمله مصادر مهم لغت و ادب عربى و نمونهاي از املا در لغت است. بنابراين همانطور که سماع در حديث نقش دارد، در لغت نيز مهم است.
شيخ بهايي در خواندن اين حديث با ميرداماد (١٠٤٠ق) اختلاف دارد. ميرداماد از معاصران شيخ بهايي است که در فلسفه به معلم ثالث شهرت دارد و در فقه، حديث و لغت، فراتر از باور است. ميرداماد در کتاب الرواشح سماويه به بررسي اين واژه پرداخته و به اين نکته اشاره ميکند که پيروان اميرمؤمنان٧ «ولد رشدة»اند و کساني که محبت علي٧ را ندارند «ولد الزنية» هستند. سپس در ادامه بهطور مفصّل اين دو واژه را معنا ميکند.[١٥] شيخ بهايي در الاربعون حديثا به همين مطلب ميرداماد اشاره دارد و بدون بردن نام، ميگويد:
[١٣]. الاربعون حديثاً، ص٤٩٥.
[١٤]. نک: المزهر فى علوم اللغه و انواعها، ج١، ص٢٦٠.
[١٥]. نک: الرواشح السماويه، ص٨٢.