علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١١٨
باشد، محروم است.
همچنين آن حضرت، انسان را تا آخرين لحظات زندگي نيازمند کردار شايسته ميداند و به اين وسيله لزوم تحرک و پويايي در زندگي را به انسانها يادآور شده، ميفرمايد:
لَا يَسْتَغْنِي الْمَرْءُ إِلَى حِينِ مُفَارَقَةِ رُوحِهِ جَسَدَهُ عَنْ صَالِحِ الْعَمَل؛[٣٥١]
انسان تا زمان جدا شدن روح از بدن از انجام کردارهاي شايسته بينياز نيست.
ايشان در سخني ديگر، مؤمنان را به انجام کارهاي خير تا جايي که توان دارند توصيه ميکند و ميفرمايد:
افْعَلُوا الْخَيْرَ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَخَيْرٌ مِنَ الْخَيْرِ فَاعِلُهُ؛[٣٥٢]
کارهاي خير را تا جايي که توان داريد
انجام دهيد؛ چرا که بهتر از کار نيک، کننده
آن است.
نگاهي اينگونه به حيات و زندگي، انسان آگاه را به تکاپو و تلاشي خستگيناپذير واميدارد و او را در راه دستيابي به معنا و فلسفه واقعي زندگي ترغيب و تشويق ميکند. تکاپو و تلاش هدايتشده، استعدادها و تواناييهاي فراوان _ و نه بيانتهاي انسان _ را شکوفا ميسازد و او را به سوي قلههاي فتح و پيروزي بالا ميکشد.
نتيجه
انسان علاوه بر حياتي که ساير جانداران از آن بهرهمندند، استعداد برخورداري از حياتي برتر را نيز داراست. اين حيات، با ويژگيهايي منحصر به فرد، ريشه در حيات الهي دارد. در قرآن کريم و نيز فرمايشات علي٧ به اين نوع حيات و مؤلفههاي آن، اشاراتي صورت گرفته است. از جمله مؤلفههايي اين نوع حيات، ميتوان به دانايي، توانايي، تحرک و پويايي اشاره کرد. راه يافتن به ساحت قدس چنين حياتي، انسان را از احساس پوچي و بيهودگي ميرهاند، به زندگي دنيوي وي معنايي تازه ميبخشد. چنين انساني افزون بر بهرهمندي از مواهب حيات مادي، از مواهب معنوي و وصفناشدني آن نيز برخوردار خواهد شد.
[٣٥١]. غرر الحکم و درر الکلم، ص١٥٤.
[٣٥٢]. همان.