علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٠٤

اساس علم و آگاهي به عنوان مؤلفه‌هاي حيات را شکل مي‌دهند _ محروم شمرده شده‌اند:

Gوَ مَثَلُ الَّذينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونF؛[٣٠٨]

مَثَل كافران، مثَل حيوانى است كه كسى در گوش او آواز كند، و او جز بانگى و آوازى نشنود. اينان كران‌اند، لالان‌اند، كوران‌اند و هيچ درنمى‌يابند.

امير مؤمنان٧ با واژگاني بليغ و زيبا اين مرحله از حيات را چنين توصيف فرموده است:

تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَرْضَهَا ثَوَاباً لِأَوْلِيَائِهِ وَ لَا عِقَاباً لِأَعْدَائِهِ وَ إِنَّ أَهْلَ الدُّنْيَا كَرَكْبٍ بَيْنَا هُمْ حَلُّوا إِذْ صَاحَ بِهِمْ سَائِقُهُمْ فَارْتَحَلُوا؛[٣٠٩]

(دنيا) مى‌فريبد و زيان مى‌رساند و مى‌گذرد. خدا دنيا را پاداشى نپسنديد براى دوستانش و نه كيفرى براى دشمنانش.مردم دنيا چون كاروانند، تا بار فكنند كاروانسالارشان بانگ بر آنان زند تا بار بندند و برانند.. .

از اين رو با سفارش اکيد فرمود:

فَعَلَيْكُمْ بِالْجَدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ التَّأَهُّبِ وَ الِاسْتِعْدَادِ وَ التَّزَوُّدِ فِي مَنْزِلِ الزَّادِ وَ لَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا كَمَا غَرَّتْ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ الْخَالِيَة؛

با جديت و كوشش [به انجام اعمال نيک] بپردازيد، براى اين سفر آماده شويد و زاد و توشه از اين منزل فراوان برگيريد. دنيا شما را مغرور نسازد، چنان‌كه پيشينيان و امت‌هاى گذشته را در اعصار و قرون قبل مغرور ساخت‌.[٣١٠]

اما گروهي ديگر، ضمن برخورداري از مظاهر زندگي دنيوي، حظ و بهره خويش از حيات واقعي را فراموش نکردند و از مزاياي حيات دنيوي براي ترقي به مراحل بالاتر حيات بهره‌مند شدند و با آراسته شدن به فضايل اخلاقي، به حياتي پاک و پاکيزه دست يافتند. اين حيات، حياتي معنوي است که دست‌يافتگان بدان، از افقي برتر و بالاتر و با ديدي وسيع‌تر به هستي خويش و عالم طبيعت مي‌نگرند و هستي و راز آن براي ايشان آشکار شده و معنايي ديگر مي‌يابد. در ديدگاه اينان، هستي از عمق و غناي افزون‌تري از آن‌چه در ظاهر به چشم مي‌خورد، برخوردار است و در نتيجه خوشي‌ها و ناخوشي‌ها، مطلوب‌ها و نامطلوب‌ها و... محدود به ماديات نمي‌شود؛ بلکه در نگاهي برتر، براي رسيدن به هدفي


[٣٠٨]. بقره، ١٧١.

[٣٠٩]. نهج البلاغه (ترجمه شهيدي)، ص٥٤٨.

[٣١٠]. همان، ص٣٥٢.