علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨ - «معيارهای تضعيف» رجاليان متقدم در حوزه «حديث پژوهی راويان»
رخداده باشد، در کتابهای فهرست نیافتیم.[١] تنها در کارنامه علمی محمد بن علی بن نعمان، مشهور به «مؤمن الطاق» عبارتی مشاهده شد که گویای همان دس در یکی از کتابهای او است.[٢]
افزودن حدیث توسط متأخران میتواند از مصادیق دس و تحریف باشد؛ هر چند که نجاشی از این اصطلاح استفاده نکرده است. دسّ بیشتر از افراد غالی سر میزده است. ابن داود در معرفی منخل بن جمیل أسدی _ که فردی فاسد الروایه و متهم به غلو نیز بوده است، مینویسد:
أضاف إلیه الغلاة أحادیث کثیرة.[٣]
بدینسان در آثار او دسّ نمودهاند.[٤]
در کنار دسّ، تدلیس (پوشاندن فریبکارانه عیب)[٥] نیز به عنوان یکی دیگر از آسیبهای آثار مکتوب در میان حدیث پژوهان شناخته شده است. فهارس نگاران شیعه تنها محمد بن علی صیرفی (أبو سمینة) را از جمله کسانی دانستهاند که مدلس بوده و در روایات کتابش تدلیس رخ داده است و نام راوی یا اثر دیگری به عنوان تدلیس معرفی نکردهاند.[٦]
٤ - ٢. ناشناخته بودن اثر
شهرت یک کتاب و یا کثرت نقل از یک اثر بیانگر جایگاه رفیع آن کتاب و یا
مؤلف کتاب بوده است. آثار سید مرتضی علم الهدی،[٧] کتاب النوادر علی بن اسباط[٨]
و کتاب المتمسک بحبل آل الرسول حسن بن ابی عقیل[٩] همگی به عنوان آثاری مشهور در شیعه شناسانده شدهاند. همچنین کثرت نقل یک اثر و فزونی طرق به آن بیانگر
[١]. البته با استفاده از کلید واژه «زاد» در ترجمه برخی از رجالیان مطالبی به دست آمدکه بعید است دس باشد؛ به عنوان نمونه، در توصیف عبدالرحمان بن ابی نجران آمده است: «عن عبد الرحمان بن ابی نجران بکتابه القضایا و هو کتاب محمد بن قیس، رواه عن عاصم بن حمید، عن محمد و زاد عبد الرحمان فیه زیادات» (رجال النجاشی، ص٢٣٥، ش٦٢٢).
[٢]. همان، ص٣٢٥، ش٨٨٦.
[٣]. رجال ابن داود، ص٥٢٠، ش٥٠١.
[٤]. امکان دارد اضافه در اینجابه معنای نسبت باشد که در این صورت، از موضوع بحث خارج میشود.
[٥]. لسان العرب، ج٦، ص٨٦.
[٦]. رجال النجاشی، ص٢٩٣، ش٧٩٣؛ فهرست الطوسی، ص٤١٢، ش٦٢٥.
[٧]. رجال ابن داود، ص٢٤١، ش١٠١٦.
[٨]. رجال النجاشی، ص٢٥٣، ش٦٦٣.
[٩]. همان، ص٤٨، ش١٠٠، کتاب مشهور فی الطائفة.