علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٢ - اعتبار سنجی روايات فتنه بودن زنان
جاذبههای جنسیتی بدان اشاره شد.
ج) تبرّج
فتنه بودن زنان در روایات مورد بحث را میتوان به نوعی بداخلاقی و نابهنجاری تفسیر کرد که زمینهساز شهوترانی و انحراف در مردان باشد. چنین زنانی از جنسیت و جاذبههای آن به عنوان ابزاری برای ارضای کاذب خود و برهمزدن امنیت روانی و جنسی مردان بهره میبرند. در روایت معاذ به این معنای از فتنه زنان اشاره شده است. در روایت معاذ «... و من از فتنه زنان هنگامی که با طلا خود را بیارایند و لباس شام بپوشند، بر شما بیمناکم ...»،[١] شاخص این فتنه پوشش شامی و زینتگرایی افراطی است که دو عامل روانی در تحریک جنسی به شمار میآید. شاید یکی از وجوه معنایی روایت کفرگرایی امتها از طریق زنان،[٢] همین برهنگی و هرزهگرایی و تأثیر آن در عدول برخی از مردان را از مسیر دیانت و تقوا باشد.
جمعبندی معناشناختی فتنه در این روایات نشانگر این نکته است که فتنه به معانی یادشده با تحقیر یا شوم بودن شخصیت زن مساوی نیست و احادیث فقط به حساسیت تعامل با زنان و ضریب تأثیرپذیری مردان از آنان اشاره دارند. به سخن دیگر، روایات رویکرد واقعگرایانه در تحلیل ماهیت رابطه و کنشهای طبیعی و محسوس میان زنان و مردان داشته و به آسیبشناسی تعاملات جنسیتی این دو جنس توجه کرده است.
بیشک، مردان نیز جاذبههای جنسیتی برای زنان داشته و میتوانند عامل انحراف در زنان گردند؛ همچنان که در روایات اشاره شده است، لذت جنسی در زنان نود و نه بار بیشتر از مردان است، لکن خداوند در وجود آنان حیا را قرار داد تا زینتبخش جانشان گردد.[٣] در قرآن نیز فرمان «غض بصر» و «عفاف» به هر دو گروه مردان و زنان داده شده است[٤] تا با رعایت ملازمات ذکر شده در آیات زندگی اجتماعی و خانوادگی مسلمین بر سبیل راست حرکت کرده و جامعهای سعادتمند ایجاد شود؛ همچنان که در روایت ابی
[١]. " معاذ قال: «... و إن أخوف ما أتخوف علیکم فتنة النساء، إذا تسورن الذهب و لبسن ریط الشام ...» (المصنف، ابن أبی شیبه، ج٨، ص٦١٨، ح١٧٣)؛ مسند أبی یعلی، ج٢، ص١١٥، ح٦٧٠).
[٢]. حدثنا أبو معاویة، عن لیث، عن طاوس، قال: «لم یکن کفر من مضی إلا من قِبَل النساء، و هو کائن کفر من بقی من قبل النساء» (المصنف، ابن أبی شیبه، ج٣، ص٤٥٨، ح٩؛ الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج٤، ص١٨٠).
[٣]. مكارم الأخلاق، ص٢١٢: «فضلت المرأة علی الرجل بتسع و تسعین جزءاً من اللذة، و لكن الله _ عز و جل _ ألقی علیهن الحیاء».
[٤]. سوره نور، آیه٣٠ و ٣١.