علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٤ - از خداانگاری امامان تا خداباوری نظاممند؛ بررسی سندی و محتوايی حدیث
الْوَهَّابِ، فَمَنْ ذَا الَّذِی یبْلُغُ مَعْرِفَةَ الْإِمَامِ وَ یمْكِنُهُ اخْتِیارُهُ؟ هَیهَاتَ هَیهَاتَ ضَلَّتِ الْعُقُولُ الْحُكَمَاءُ؛[١]
امام، امین خدا در زمین و حجت او بر بندگان است. او خلیفه خدا در زمین اوست. امام دعوتكننده مردم به سوی خدا و مدافع حرمتهای الهی است. امام از گناهان پاك و از عیوب مبرّا است؛ علم به او اختصاص دارد، حلیم و بردبار است، مایه نظم دین و عزت مسلمین و باعث خشم منافقین و هلاكت كافرین است. امام در دوران خود نظیر ندارد. كسی به او نزدیك نیست، هیچ دانشمندی با او همطراز نیست، بدیل و مانند ندارد، بدون این كه به دنبال فضیلت باشد و یا خود فضیلت به دست آورده باشد، فضیلت به او اختصاص یافته است و خداوند بخشایندۀ با فضیلت، فضل را به او اختصاص داده است. پس كیست كه بتواند امام را بشناسد یا او را انتخاب كند؟ نه، هرگز، هرگز، در وصف شأنی از شؤون او و فضیلتی از فضایل او، عقول حکیمان به گمراهی افتاده و حیران و سرگردان مانده است.
امامان: همچنین جهت زدودن هرگونه انحراف و آلودگی از چهرۀ تشیع، به لعن غالیان و تبری از عقاید الوهیتی آنان پرداختند[٢] و هنگامی که متوجه گردیدند تلاشهای آنها جهت هدایت برخی از غالیان، به علت شدت ابتلا، مؤثر نخواهد بود، به منظور در امان ماندن سایر پیروان، دستور قتل تعدادی از سران گروههای الوهیتی[٣] را صادر نمودند.
از نکات قابل توجه آن است که با وجود تلاش مجّدانۀ ائمه: در مقابله با عقاید خداانگارانه و همچنین تأکید علمای تشیع بر ابطال عقاید غالیان و برائت از ایشان[٤] برخی از مستشرقان و وهابیها با نگرشی غیرمنصفانه، غالیان را در زمرۀ شیعیان به
شمار آورده و بر اساس آن، بر بطلان مکتب تشیع و کذب بودن بسیاری از روایات آن[٥] تأکید دارند. این امر میتواند ریشه در اشتباه نویسندگان اولین کتب ملل و نحل نیز
داشته باشد که فرقههای غالی، به ویژه فرقههای الوهیتی متعددی را به صِرف عقیده به یکی از امامان: به شیعه منتسب نمودهاند؛ در حالی که بدیهی است اگر کسی شهادت
[١]. عیون أخبار الرضا٧، ج١، ص٢١٩.
[٢]. ر.ک: رجال الکشی، ص٢٢٤؛ بحار الانوار، ج٢٥، ص٢٩٧.
[٣]. ر.ک: رجال الکشی، ص٤٨٣.
[٤]. برای نمونه ر.ک: الاعتقادات، ص٩٧.
[٥]. برای نمونه ر.ک: عقیدة فی اهل البیت بین الافراط و تفریط، ص٣٩٣-٤٠٥.