علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٨ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
شجاع و جنگجو بوده است و در هنگامه جهاد با دشمن مورد اعتماد بوده و چون ستونی برای سپاه علوی به شمار رفته است.[١]بنا بر این، در آستانه جنگ صفین نامه پرشور امیرمؤمنان را دریافت کرد که اینک در جایگاهی دیگر، تعهد او مورد نیاز حکومت است:
إِنِّی قَدْ وَلَّیْتُ النُّعْمَانَ بْنِ عَجْلَانَ الزُّرَقِیَّ عَلَی الْبَحْرَیْنِ، وَ نَزَعْتُ یَدَكَ بِلَا ذَمٍّ لَكَ وَ لَا تَثْرِیبٍ عَلَیْكَ، فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَایَةَ وَ أَدَّیْتَ الْأَمَانَةَ، فَأَقْبِلْ غَیْرَ ظَنِینٍ وَ لَا مَلُومٍ وَ لَا مُتَّهَمٍ وَ لَا مَأْثُومٍ، فَلَقَدْ أَرَدْتُ الْمَسِیرَ إِلَی ظَلَمَةِ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ تَشْهَدَ مَعِی، فَإِنَّكَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَی جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ إِقَامَةِ عَمُودِ الدِّینِ إِنْ شَاءَ اللهُ؛[٢]
من «نعمان ابن عجلان زرقی» را فرماندار «بحرین» قرار دادم، و اختیار تو را از فرمانداری آنجا بر گرفتم؛ بدون این كه این كار برای تو مذمت و یا ملامت در برداشته باشد؛ چرا كه تو زمامداری را به نیكی انجام دادی و حق امانت را ادا نمودی. بنا بر این، به سوی ما حركت كن؛ بی آن كه مورد سوءظن یا ملامت، یا متهم و یا گناهكار باشی؛ زیرا من تصمیم گرفتهام به سوی ستمگران اهل شام حركت كنم، و دوست دارم تو با من باشی؛ چرا كه تو از كسانی هستی كه من در جهاد با دشمن و بر پا داشتن ستونهای دین از آنها استعانت میجویم. ان شاء الله.
٢ . نامه امیرمؤمنان به مخنف بن سلیم، والی اصفهان و قرار دادن وی در شمار عارفینی که توفیق شرکت در جهاد را دارند، گویای رضایتمندی حضرت از عملکرد وی است:
سلام بر تو، من خدا را نزد تو سپاس گویم كه خدایی جز او نیست. اما بعد، همانا جهاد با كسی كه از حق سرتافته و از خدا برگشته، و غنودن در خواب كوردلی و گمراهی را اختیار كرده، بر آگاهدلان واجب است. به راستی، خدا از كسی كه خرسندی او را بجوید خرسند میشود و بر آن كه راهی خلاف این پوید و از فرمان او سر بتابد خشم آورد. ما اینک همت بر آن گماشتهایم كه بر سر آن گروه بتازیم كه در میان بندگان خدا بر خلاف آنچه خداوند وحی فرموده رفتار كردند، عواید عمومی را به انحصار خود درآوردند و حدود الهی را تعطیل كردند، حق را كشتند و فساد را در زمین آشكار كردند و گستردند، تبهكاران را به جای مؤمنان به كار گماشتند و اگر خدا دوستی خطر بزرگ كارهایشان را گوشزد آنان كرد دشمنش داشتند و تبعیدش كردند و محرومش نمودند، و اگر ستمگری در ستمكاری یاریشان كرد دوستش گرفتند و به خود نزدیكش ساختند و بدو
نیكی نمودند. در ستمگری پای فشردند و بر كردار خلاف همدست و همداستان شدند. دیری است كه از حق روی تافته و بر گناه همكاری كرده و ستم روا داشتهاند. چون این نامه من به تو رسد، موثقترین یارانت را به نظر خود به جای خویش بگمار و خود نزد ما بیا تا این دشمن را در جای مناسب دریابی و
[١]. امیرمؤمنان٧ رفاعه را از پذیرش هدیه از طرفین دعوی برحذر می دارد( ر. ک: مستدرک الوسائل، ج١٧، ص٣٥٤).
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه٢٢٤.