علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٥ - چیستی عمود نوررسول رضوی
واسطههایی الهی نقش داشته باشند؛ مانند وحی که از طریق جبرئیل، و یا علوم دیگری که برای امام به وسیله پیامبر٦ محقق میگردند.
روایتی صحیح[١] از امام رضا٧ به روشنی پاسخگوی این مطلب استکه مراد از عمود نور به گونه روشن و صریح چیست؟ محمد بن عیسی نقل میکند: به همراه فضال نشسته بودیم که یونس بن عبدالرحمان نزد ما آمد و گفت به محضر علی بن موسی٧ رسیدم و به ایشان عرض کردم که حرف و حدیث مردم در بارۀ عمود زیاد شده است! امام به من فرمود: تو چه میگویی، آیا منظور عمودی از آهن است؟ ملاصالح مازندرانی در بارۀ این جمله امام٧ می نویسد:
ذكر الحدید علی سبیل التمثیل و الا فقد یكون العمود من خشب و نحوه.[٢]
که برای صاحب (امام) تو برافراشته میگردد؟ من گفتم: نمی دانم. امام٧ فرمود: بلکه مراد از عمود نور، ملک است که در هر شهری موکل است و خدا به وسیلۀ او اعمال بندگان آن شهر را بلند و نمایان میکند. ابن فضال آن گاه که سخنان یونس را شنید، بسیار خوشحال شد و سر او را بوسید و گفت همیشه حدیث و سخن حق بیاور که خدا به واسطۀ آن برای ما گشایش ایجاد کند.[٣]
اولاً، صدر و ذیل روایت به خوبی نشان میدهد که مسأله عمود نور موضوع مطرح و مشهوری میان مردم بوده و همین طور استفاده میشود که موضوع عمود نور با تفاسیر گوناگون و ضد و نقیضی رو به رو بوده است؛ به گونهای که یکی از اصحاب برجستۀ ائمه را به تحقیق از حقیقت آن و سؤال از سردرگمی مردم نسبت به آن کشانده است.
به هر حال، روایت با صراحت عمود نور را مربوط به کار و عمل بندگان میداند؛ یعنی میتوان ادعا کرد عمود نور حاصل کار انسانها است و امام٧ با داشتن روح القدس و نگریستن بر این عمودها _ که از هر شهر و آبادی ساطع میشود _ بر اعمال بندگان آگاهی مییابد[٤] و روایات از آن به یری، یبصر، ینظر، یشرف، یعلم، نصب، یعرف تعبیر میکنند.[٥]
همان گونه که روایات تأکید میکنند، تمام این اتفاقِ مستمرِ عظیم وابسته به روح بلند و قدسی امام است که چنین اشراف و احاطهای بر انسانها دارد. از همین رو، در بحث رویت اعمال، بر روح قدسی ایشان تأکید شده تا توهم امکان نداشتن آگاهی همزمان از این حجم گستردۀ از علم را با توجه به ظرفیت و توان خدادادی امام تبیین
[١]. همان ص٤٣٩ ح١.
[٢]. ر.ک: الخرائج و الجرائح، ج٢ ص٨٣٠؛ الارشاد، ج٢ ص١٨٦؛ الاختصاص، ص٢٨٧؛ بصائرالدرجات، ص ٣٢٤ - ٣٧٣.
[٣]. ر.ک: الخرائج و الجرائح، ج٢ ص٨٣٠؛ الاختصاص، ص ٢٨٧و ٣٢٨؛ بصائرالدرجات، ص٣٢٤و٣٦٨؛ تاویل الایات الظاهرة، ص٣٤٢؛ «بازکاوی تحدیث و مسائل پیرامون آن در روایات».
[٤]. بحار الأنوار، ج٢٥، ص٤٠.
[٥]. ر.ک: «چیستی روح القدس و آثار آن».