شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٦ - فصل در لقاء اللّه و كيفيت آن است
وجهك الكريم [١] و آن همه سوز و گدازهاى اوليا را از درد فراق، به فراق حور العين و طيور بهشتى حمل مىكنيم! و اين نيست جز اينكه چون ما مرد اين ميدان نيستيم و جز حظ حيوانى و جسمانى چيز ديگر نمىفهميم، همه معارف را منكر مىشويم. و از همه بدبختيها بدتر اين انكار است كه باب جميع معارف را بر ما منسد مىكند و ما را از طلب باز مىدارد و به حدّ حيوانيت و بهيميت قانع مىكند، و از عوالم غيب و انوار الهيه ما را محروم مىكند. ما بيچارهها كه از مشاهدات و تجليات بكلى محروميم از ايمان به اين معانى هم، كه خود يك درجه از كمال نفسانى است و ممكن است ما را به جايى برساند، دوريم. از مرتبه علم، كه شايد بذر مشاهدات شود، نيز فرار مىكنيم، و چشم و گوش خود را بكلى مىبنديم و پنبه غفلت در گوشها مىگذاريم كه مبادا حرف حق در آن وارد شود. اگر يكى از حقايق را از لسان عارف شوريده يا سالك دلسوخته يا حكيم متألهى بشنويم، چون سامعه ما تاب شنيدن آن ندارد و حبّ نفس مانع شود كه به قصور خود حمل كنيم، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تكفير و تفسيقى قرار مىدهيم و از هيچ غيبت و تهمتى نسبت به او فرو گذار نمىكنيم. كتاب وقف مىكنيم و شرط استفاده از آن را قرار مىدهيم [كه] روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فيض كنند [٢]! جناب صدر المتأهلين را، كه سرآمد اهل توحيد است، زنديق مىخوانيم و از هيچ گونه توهينى درباره او دريغ نمىكنيم. از تمام كتابهاى آن بزرگوار مختصر ميلى به مسلك تصوف ظاهر نشود- بلكه كتاب كسر اصنام الجاهلية في الردّ على الصوفية [٣] نوشته- [با اين حال] او را صوفى بحت مىخوانيم. كسانى كه معلوم الحال هستند و به لسان خدا و رسول، صلّى اللّه عليه و آله، ملعوناند مىگذاريم، كسى [را] كه با صداى رسا داد ايمان به خدا و رسول و ائمه هدى، عليهم السلام، مىزند لعن مىكنيم! من خود مىدانم كه اين لعن و توهينها به مقامات آنها ضررى نمىزند، بلكه شايد به حسنات آنها افزايد و موجب ارتفاع درجات آنها گردد، ولى اينها براى خود ماها ضرر دارد و چه بسا باشد كه باعث سلب توفيق و خذلان ما گردد. شيخ عارف ما، روحى فداه، مىفرمود هيچوقت لعن شخصى نكنيد، گرچه به كافرى كه ندانيد از اين عالم [چگونه] منتقل شده مگر آنكه ولىّ معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زيرا كه ممكن است در وقت مردن مؤمن شده باشد. پس لعن به عنوان كلى بكنيد. يكى داراى چنين نفس قدسيهاى است كه راضى نمىشود به كسى كه در ظاهر كافر مرده توهين شود به احتمال آنكه شايد مؤمن شده باشد در دم مردن، يكى
[١] ديدار وجه كريمت را روزيم گردان.» شبيه اين عبارت در دعاى سجده پيغمبر (ص) آمده است: اللّهمّ إنّي أسئلك الرّضا بعد القضاء و برد العيش بعد الموت و لذّة النّظر إلى وجهك الكريم. احياء العلوم، ج ١، ص ٣١٩.
[٢] محمد محسن بن الشاه مرتضى (متوّفى ١٠٩١ ه. ق) مشهور به «فيض كاشانى» محدّث و فقيه و عارف و حكيم قرن ١١ هجرى است. وى شاگرد شيخ بهائى، مولى محمد صالح، سيد هاشم بحرانى و صدر المتألهين مىباشد. تأثير افكار صدرا در آثار فيض آشكار است. علّامه مجلسى، سيد نعمة اللّه جزايرى، قاضى سعيد قمى و فرزندش از او استفاده كردند. حدود ٩٠ اثر به او نسبت مىدهند برخى از آنها عبارت است از: تفسير صافى، وافى در حديث، المحجّة البيضاء في تهذيب الاحياء، شافى، علم اليقين، الحقايق، كلمات مكنونة، الأصول الاصلّية.
[٣] كتاب مذكور شامل چهار مقاله است: مقاله اول در باب مقام عالم ربّانى و عارف حقيقى و بطلان اعمال متصوفان، مقاله دوم در غايت عبادات بدنى و رياضات نفسانى، مقاله سوم در ذكر صفات ابرار، مقاله چهارم در مواعظ حكمى و نصايح.