شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١ - فصل يك تنبه علمى براى قلع ماده ريا
هميشه، تا آشكارا كند خدا براى او شرى را.» پس اى عزيز، نام نيك را از خداوند بخواه. قلوب مردم را از صاحب قلب خواهش كن با تو باشد. تو كار را براى خدا بكن، خداوند علاوه بر كرامتهاى اخروى و نعمتهاى آن عالم در همين عالم هم به تو كرامتها مىكند، تو را محبوب مىنمايد، موقعيت تو را در قلوب زياد مىكند، تو را در دو دنيا سر بلند مىفرمايد. ولى اگر بتوانى با مجاهده و زحمت قلب خود را از اين حب هم بكلى خالص نما، باطن را صفا ده تا عمل از اين جهت خالص شود و قلب متوجه حق گردد، روح بىآلايش شود، كدورت نفس برطرف گردد. حب و بغض مردم ضعيف، شهرت و اسم نزد بندگان ناچيز، چه فايدهاى دارد. فرضا فايده داشته باشد، يك فايده ناچيز جزئى چند روزه است. ممكن است اين حب عاقبت كار انسان را به ريا برساند و خداى نخواسته آدم را مشرك و منافق و كافر كند، اگر در اين عالم رسوا نشود، در آن عالم در محضر عدل ربوبى پيش بندگان صالح خدا و انبياء عظام او و ملائكه مقربين رسوا شود، سرافكنده گردد، بيچاره شود. رسوايى آن روز را نمىدانى چه رسوايى است. سرشكسته در آن محضر را خدا مىداند چه ظلمتها دنبال دارد. آن روز است كه به فرموده حق تعالى كافر مىگويد: «اى كاش خاك بودم. [١] و ديگر فايده ندارد.
اى بيچاره، تو به واسطه يك محبت جزئى، يك شهرت بيفايده پيش بندگان، از آن كرامتها گذشتى، رضاى خدا را از دست دادى، خود را مورد غضب خداى تعالى نمودى. اعمالى را كه بايد به آنها دار كرامت تهيه كنى، زندگانى ابدى و فرحناكى هميشگى فراهم كنى و به واسطه آنها در اعلى عليين بهشت قرار گيرى، مبدل كردى به ظلمات شرك و نفاق، و براى خود حسرت و ندامت و عذابهاى شديد تهيه نمودى، و خود را سجّينى نمودى، چنانچه در حديث شريف كافى مىفرمايد حضرت امام صادق، عليه السلام، كه پيغمبر فرمود كه «همانا فرشته بالا مىبرد كار بنده را با فرحناكى. پس چون كارهاى نيكوى او را بالا برد، خداى عزّ و جلّ مىفرمايد: «قرار بدهيد اين اعمال را در سجّين. همانا اين شخص در اين اعمال فقط مرا نخواسته است. [٢]» من و تو با اين حال نمىتوانيم «سجّين» را تصور كنيم، و ديوان عمل فجار را بفهميم، و صورت اين اعمال [را] كه در سجّين است ببينيم.
يك وقت حقيقت امر را مىبينيم كه ديگر دستمان كوتاه [است] و چاره منقطع.
اى عزيز، بيدار شو و غفلت و مستى را از خود دور كن، و در ميزان عقل بسنج اعمال خود را قبل از آنكه در آن عالم ميزان كنند، و حساب خود را بكش قبل از آنكه
[١] اشاره است به آيه يَوْمَ يَنْظُرُ المَرءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الكافِرُ يا لَيْتَنى كُنْتُ تُراباً. (روزى كه شخص به آنچه پيش فرستاده است مىنگرد و كافر مىگويد: اى كاش خاك مىبودم.) (نبأ ٤١).
[٢] عن أبي عبد اللّه (ع) قال قال النّبي (ص): إنّ الملك ليصعد بعمل العبد مبتهجا به، فإذا صعد بحسناته يقول اللّه عزّ و جل: اجعلوها في سجّين إنّه ليس ايّاى أراد بها. اصول كافى، ج ٢، ص ٢٩٤، «كتاب ايمان و كفر»، «باب رياء»، حديث ٧.