شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٧ - فصل
و يكى ديگر از علائم و نشانههاى آن اين است كه توصيف حلم و بردبارى كند با آنكه متصف به آن نباشد. و اين خود نفاق و دوررويى است و ريا و شرك است، چنانچه اظهار خشوع كردن و از ورع خالى بودن نيز از اوضح مصاديق شرك و ريا و نفاق و دورويى است.
پس، اكنون كه معلوم شد اين صفت را مفاسدى عظيمه است كه هر يك از موبقات و مهلكات است. لازم است كه با هر رياضت و زحمتى است خود را از اين خصلت ننگآور و رذيله قلب خراب كن و ايمان كش نجات دهيم، و دل را از اين ظلمت و كدورت تخليص كنيم، و قلب را به خلوص نيت و صدق باطن مزين نماييم و صفا دهيم.
و در اين باب نكتهاى است كه انسان اگر قدرى تفكر كند در آن پشتش مىشكند. و آن اينست كه جناب صادق، عليه السلام، در ذيل اين علامات مىفرمايد: فدقّ اللّه من هذا خيشومه و قطع منه حيزومه. «بكوبد خدا بينى او را و قطع فرمايد كمرش را.» و اين عبارت يا اخبار است و يا دعا، در هر صورت به وقوع پيوندد. زيرا كه اگر اخبار باشد، اخبار صادق مصدّق است، و اگر دعا باشد، دعاى معصوم و ولىّ اللّه است و مستجاب خواهد شد. و اين خود كنايه از ذلت و خوارى و رسوايى است، و شايد انسان در دو عالم رسوا و ذليل و خوار گردد. در اين عالم پيش آنان كه مىخواست آبرومند شود به واسطه خود نمايى و اظهار فضيلت، به عكس آبرويش ريخته و ارزشش كاسته شود و مغلوب و ذليل آنان شود كه مىخواست بر آنها تفوق پيدا كند. و در آن عالم در محضر ملائكة مقربين و انبياى مرسلين و اولياى معصومين و بندگان صالحين رسوا و خوار و ذليل و بيمقدار شود.
پس، واى به حال ما اصحاب مراء و جدال و ارباب هواى نفسانيه و خصومات كه چقدر ما مبتلا هستيم به دست اين نفس خبيث بيعاطفه كه دست از ما بر نمىدارد تا در تمام نشآت و عوالم ما را هلاك كند، و هيچگاه در صدد اصلاح آن بر نمىآييم و پنبه غفلت در گوش كرده و از خواب سنگين طبيعت بر نخيزيم.
خداوندا، تو مصلح عباد و [مالك] قلوب هستى، وجود جميع موجودات در يد قدرت توست و قلوب بندگان در تحت نفوذ اراده تامه تو، ما مالك خود و نفع و ضرر و موت و حيات خويشتن نيستيم، تو قلوب مظلمه و دلهاى با كدورت ما را به نور افاضه خود روشن فرما، و مفاسد ما را به فضل و عنايت خود اصلاح فرما، و دستگيرى از اين ضعفاى بيچاره بنما.