شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٦ - فصل
و لا يعينه على أمر دنياه و لا أمر معاده، و مدخله إليه و مخرجه من عنده شين عليه. [١] «فرمود حضرت امير المؤمنين، عليه السلام: سزاوار نيست از براى مرد مسلمان كه دوستى كند با فاسق، زيرا كه او زينت مىدهد براى او عمل خود را و دوست مىدارد كه او نيز مثل خودش باشد، و اعانت نمىكند او را بر امر دنيا و آخرتش، و رفت و آمد با او ضرر و عيب است براى او.» و عن أبي عبد اللّه، عليه السّلام، قال: لا ينبغي للمرء المسلم أن يواخي الفاجر و لا الأحمق و لا الكذّاب. [١] نكته مهمه نهى از مجالست با اهل معصيت، يا نهى از نشستن در مجلسى كه معصيت خدا در او مىشود، يا نهى از موادّه و مخالطه و آميزش با دشمنان خدا، تأثير اخلاق و حالات و اعمال آنهاست در انسان. و از اينها بالاتر در تأثير در قلب، اعمال خود انسان است كه با اندك مداومت و مراقبتى از اعمال سيّئه قلب تأثر شديد پيدا مىكند كه تنزه از آن و تنزيه قلب با سالهاى دراز ممكن نشود و ميسور نگردد.
پس، معلوم شد كه انسان اگر اشتغال به مراء و خصومت پيدا كند، نگذرد مدتى مگر آنكه در قلب كدورت و ظلمتى بس هولناك پيدا شود، و خصومت ظاهرى لسانى به خصومت باطنى قلبى منجر شود. و اين خود سبب بزرگ نفاق و دورنگى و دورويى است. پس، بايد مفاسد نفاق را نيز از مفسدههاى مراء و جدال شناخت. و شرح فساد نفاق و دورويى را پيش [تر] در ذيل يكى از احاديث داديم [٢] و اكنون احتياج به اعاده ندارد.
و جناب صادق، عليه السلام، آثار و علائمى از براى صاحب جهل و مرا ذكر فرمودند كه يكى از آنها اذيت مردم و سوء محضر است، كه خود يكى از ذمائم و مفاسدى است كه براى هلاكت انسان سبب مستقل است. و در حديث شريف كافى وارد است: من آذى لي وليّا فقد بارزني بالمحاربة. [٢] اذيت مؤمنين و دوستان حق را مبارزه با حق قرار داده و مخاصمه با آن ذات مقدس شمرده. و احاديث در اين باب بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد.
و ديگر از علامات آنها را مراء و تعرض به مقالات و مذاكرات علميه براى غلبه و اظهار فضيلت قرار داده. و اينكه مراء را از علامات مراء قرار داده، تواند بود كه مقصود از مراء اوّل، صفت قلبى و ملكه خبيثه آن است، و آن را كه علامت قرار داده اثر و علامت ظاهرى آن است.
[١] و از امام صادق (ع) نقل شده فرمود: «براى فرد مسلمان سزاوار نيست كه با بدكار و احمق و دروغگو دوستى كند.» اصول كافى، ج ٢، ص ٦٤٠،" كتاب العشرة"" باب من تكره مجالسته" حديث ٣.
[٢] «كسى كه يكى از دوستان مرا آزار دهد، آشكارا به جنگ من برخاسته است.» اصول كافى، ج ٢، ص ٣٥٢، «كتاب ايمان و كفر»، «باب من اذى المسلمين»، حديث ٨. در اين منبع به جاى «آذى» (آزار دهد) أهان (اهانت كند) آمده است. و در بحار الانوار (ج ٧٢، ص ١٤٦، «كتاب العشرة»، باب ٥٦) به اين صورت آمده است: من آذى وليّا فقد أرصدنى بالمحاربة.
______________________________
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٦٤٠، «كتاب العشرة»، «باب من تكره مجالسته»، حديث ٢.
[٢] ص ١٥٧.