شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٠ - فصل در بيان بعض اقسام نفاق است
خود خواهى و حب دنيا و نفس به طورى آن را به ما مستور كرده كه بعيد است تا پس از كشف سراير و رفع حجب و كوچ كردن از عالم طبيعت و رخت بستن از دار غرور و نشئه غفلت انگيز تنبّه بر آن پيدا كنيم. اكنون به خواب غفلت فرو رفته و سكر طبيعت و مستى هواى و هوس ما را گرفته و تمام زشتيها و اخلاق و اعمال و اطوار فاسده را در نظر ما خوب و زيبا جلوه مىدهد. يك وقت هم كه از خواب بيدار شويم و از اين مستى و سرگرمى به خود آييم، كار از دست رفته و در زمره منافقان و دو رو دوزبانان محشور شده با دو زبان از آتش يا دو صورت مشوّه زشت محشور شويم، و هر چه فرياد كنيم: ربّ ارجعون [١]، كلّا جواب آيد.
و اين دو رويى چنان است كه من و تو در تمام مدت عمر اظهار كلمه توحيد و دعوى اسلام و ايمان، بلكه محبت و محبوبيت، مىكنيم، هر كدام هر قدر اشتها داريم دعوى مىكنيم، اگر از عامه خلق و عوام هستيم، دعوى اسلام و ايمان يا زهد و خلوص كنيم و اگر از اهل علم و فقاهت هستيم دعوى كمال اخلاص و ولايت و خلافت رسول كنيم، و متشبث مىشويم به قول منقول از رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله: اللّهمّ ارحم خلفائي [٢] و قول صاحب الامر، روحى له الفداء: إنّهم حجّتي [٣]، و ساير اقوال منقوله از ائمه هدى، سلام اللّه عليهم، در شأن علما و فقها. و اگر از اهل علوم عقليه هستيم، دعوى ايمان حقيقى برهانى و خود را صاحب علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين دانيم و ديگر مردم را ناقص العلم و الايمان شماريم، و آيات قرآنى و احاديث شريفه را در شأن خود فروخوانيم. و اگر از اهل عرفان و تصوفيم، دعوى معارف و جذبه و محبت و فناء في اللّه و بقاء باللّه و ولايت امر، و هر چه از اين مقوله الفاظ جالب در نظر آيد مىنماييم. و همين طور هر طايفهاى از ما به زبان قال و ظهور حال دعوى مرتبهاى از براى خود كند و نمايش حقيقتى از حقايق رايجه را دهد. پس، اگر اين ظاهر با باطن موافق شد و اين علن با سرّ مطابق افتاد و در اين دعوى صادق و مصدّق بود، هنيئا له و لأرباب النعيم نعيمهم [٤]. و الا اگر مثل نويسنده روسياه زشت مشوه الخلقه باشد، بداند كه از زمره منافقان و در سلك دو رويان و دو زبانان است، و به علاج خود قيام كند و تا فرصت از دست نرفته براى حال بدبختى خود و روز ذلت و ظلمت خود فكرى نمايد.
اى عزيز مدعى اسلام، در حديث شريف كافى از حضرت رسول، صلّى اللّه عليه و آله، منقول است: المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه. [١] «مسلمان
[١] «پروردگارا، مرا باز گردان.» (مؤمنون- ٩٩).
[٢] در دعاى پيامبر (ص) است: «بار الها، جانشينان مرا مورد رحمت خويش قرار ده.» وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ١٠٠، «كتاب القضاء»، باب ١١.
[٣] در توقيع مبارك از صاحب الامر (عج) است: ... و أمّا الحوادث الواقعة، فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا، فإنّهم حجّتى عليكم، و أنا حجّة اللّه عليهم. (و اما در پيشامدهايى كه روى مىدهند به راويان حديث ما رجوع كنيد، زيرا اينان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان هستم.) وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ١٠١، «كتاب القضاء»، ابواب صفات قاضى، باب ١١، حديث ٩.
[٤] «بر او و دارندگان نعمت نعمتشان گوارا باد.»
______________________________
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٣٥، «كتاب ايمان و كفر»، «باب المؤمن و علاماته و صفاته»، حديث ١٩.