شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٣ - فصل در ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا
باشد كه به طفل كوچك كه زبان باز نكرده مىخواهد تعليم كلمه را كند: تكرار مىكند تا اينكه او به زبان مىآيد و كلمه را ادا مىكند. پس از آنكه او اداى كلمه را كرد، معلم از طفل تبعيت مىكند، و خستگى آن تكرار برطرف مىشود و گويى از طفل به او مددى مىرسد. همين طور كسى كه ذكر مىگويد بايد به قلب خود، كه زبان ذكر باز نكرده، تعليم ذكر كند. و نكته تكرار اذكار آن است كه زبان قلب گشوده شود. و علامت گشوده شدن زبان قلب آن است كه زبان از قلب تبعيت كند و زحمت و تعب تكرار مرتفع شود. اوّل زبان ذاكر بود و قلب به تعليم و مدد آن ذاكر شد، و پس از گشوده شدن زبان قلب، زبان از آن تبعيّت كرده به مدد آن يا مدد غيبى متذكر مىشود.
و ببايد دانست كه اعمال ظاهريه صوريه لايق مقام غيب و حشر در ملكوت نشوند، مگر آنكه از باطن روحانيت و لباب قلب به آن مددى رسد و او را حيات ملكوتى بخشد. و آن نفخه روحى، كه خلوص نيت و نيت خالص صورت اوست، به منزله روح و باطن است كه به تبع آن جسد نيز محشور در ملكوت شود و لايق قبول درگاه گردد. و لهذا در روايات شريفه وارد است كه قبولى اعمال به قدر اقبال قلب است. [١] با همه وصف، ذكر لسانى نيز محبوب و مطلوب است و انسان را بالاخره به حقيقت مىرساند، لهذا در اخبار و آثار از ذكر لسانى مدح عظيم شده، و كمتر بابى مثل باب «ذكر» كثير الحديث است. [١] و در آيات شريفه كتاب كريم نيز بسيار از آن مدح شده، [٢] گرچه غالب آنها منزّل بر ذكر قلبى يا ذكر با روح است، ولى تذكر حق در هر مرتبه محبوب است. و ما در اين مقام ختم كلام مىكنيم به ذكر چند حديث شريف براى تيمن و تبرك.
فصل در ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا
كافى بسند صحيح عن الفضيل بن يسار قال قال أبو عبد اللّه، عليه السّلام: ما من مجلس يجتمع فيه أبرار و فجّار فيقومون على غير ذكر اللّه عزّ و جلّ إلّا كان حسرة عليهم يوم القيامة. [٣] «هيچ مجلسى نيست كه مجتمع شوند در آن نيكان و بدانى، پس برخيزند بىذكر خدا، مگر آنكه حسرت شود براى آنها در روز قيامت.» معلوم
[١] پيامبر فرمود: انّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و أعمالكم، و إنّما ينظر إلى قلوبكم (همانا خداوند به صورتها و اعمالتان ننگرد، بلكه به دلهايتان نظر كند.» بحار الانوار ج ٦٧، ص ٢٤٨، «كتاب ايمان و كفر»، باب ٥٤، حديث ٢١.
______________________________
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٤٩٦- ٥٠٦، «كتاب الدّعاء»، «باب من يجب من ذكر اللّه عز و جل كل مجلس»، «باب ذكر اللّه عزّ و جلّ كثيرا»، ... وسائل الشيعة، ج ٤، ص ١١٧٧- ١٢٤٠، «كتاب الصلاة»، «ابواب الذكر»، المحجّة البيضاء، ج ٢، ص ٢٦٥- ٢٧٧، «كتاب الاذكار و الدعوات»، ص ٣٤٣- ٣٨٧، «كتاب ترتيب الاوراد و تفصيل احياء الليل».
[٢] رعد- ٢٨ و عنكبوت- ٤٥، حديد- ١٦، بقره- ٢٢٠ احزاب- ٤١ و ...
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٤٩٦، «كتاب الدعاء»، «باب ما يجب من ذكر اللّه في كل مجلس»، حديث ١.