مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧ - مسئله « تبلیغ » در مارکسیسم
کسی بهشتی است که از مالش بگذرد و انفاق کند. کسانی که در سطح بالاتری میاندیشند و تکامل و رستگاری در جهان آخرت را در گرو گذشتن از مرحله پست مادی میدانند، به خاطر منفعت بزرگتر در آینده از منفعت آنی میگذرند.
این جواب به نظر من به هیچ وجه صحیح نیست؛ یعنی اولًا به قول طلبهها «تفسیر بما لایرضی صاحبه» است. بحث در این نبوده که آیا انسان به خاطر نفعِ به معنی عامی که به خودش عاید میشود کاری میکند یا میتواند از دایره خیر خودش خارج بشود یعنی کاری را انجام دهد که خیر خودش را در آن کار در نظر نگرفته باشد. هیچ کس در دنیا پیدا نمیشود که مدعی شود انسان کاری را انجام میدهد بدون آنکه خیری را در نظر بگیرد.
ثانیاً طبق این مطلب، خود مذهب هم میتواند زیربنا واقع شود. چرا اینطور نتیجه میگیرند که مذهب روبناست؟ اینکه شما دارید اینجور گسترش میدهید که ایمان هم شخصیت انسان را توسعه میدهد و آن کسی که به حیات جاویدان ایمان دارد باز به خاطر منافعی که در دنیای دیگر به او برسد این کار را میکند، پس باز به خاطر منفعت این کار را کرده است. اگر شما اقتصاد را تا اینجا توسعه بدهید که شامل آنچه هم که در دنیای دیگر به انسان میرسد بشود، پس مذهب میآید جزو زیربنا قرار میگیرد. پس این نتیجهای که اینها میخواهند بگیرند که مذهب بهطور کلی روبناست، چه نتیجهای است؟.
- اگر میبینیم کارگری مثل بورژوا فکر میکند و یا سرمایه داری اندیشه کارگری دارد، باید اینجور توجیه کنیم که به خاطر توسعه ارتباطات، آنها میتوانند با فرهنگ یکدیگر آشنا شوند. موقعی که فرزند سرمایهدار توانست با ارزشهای طبقه کارگر آشنا بشود و در اثر مطالعه، جهت تاریخ را دریابد و به آن ایمان بیاورد و فرضاً متوجه شود که در آینده طبقه کارگر پیروز میشود، نظام ارزشهایش دیگر ارزشهای سرمایه داری نیست.
محیط برای این وجدان، ارزشهای تازهای میسازد و وجدانش میشود وجدان کارگری.