مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٥ - مسئله « تبلیغ » در مارکسیسم
من درست نفهمیدم که چه میگوید. ایرادی که به نظر ما میرسد این نیست که بنا بر اصول مارکسیسم ایدئولوژی هیچ نقشی ندارد و هیچ عاملی نیست؛ نه، بالاخره فکر است. هیچ کس منکر نیست که فکر، خودش یک عاملی است، ولی ما میگوییم بنا بر اصول مارکسیسم افکار صددرصد تابع شرایط اقتصادی است، یعنی از کادر شرایط اقتصادی نمیتواند خارج باشد و نقش یک عامل صددرصد تابع را بازی میکند.
ایرادی که میخواهند بگیرند این خواهد بود که نقش ایدئولوژی، نقش یک عامل صددرصد تابع غیرقابل انحراف از اصول خودش خواهد بود. بنابراین امکان ندارد که یک نفر بیاید وجدان کاذب بسازد. امکان ندارد که یک کارگری که در چنین شرایطی قرار گرفته و شرایط اقتصادی ایجاب میکند که وجدانش این باشد، یک نفر بیاید یک وجدان کاذب به او بدهد. اصلًا وجدان کاذب معنی ندارد. وجدان همیشه یک جور است، صادق و کاذب ندارد. این را شما جواب بدهید، نه اینکه مغلطه کنید و بگویید: شما گفتهاید که از نظر مارکسیسم، ایدئولوژی هیچ نقشی در تاریخ ندارد. خیر، نقش دارد. ما نگفتیم ایدئولوژی از نظر شما نقشی ندارد. ما میگوییم نقشش فقط تابع بودن است. شرایط اقتصادی- همینطور که خودتان میگویید- فکر را به وجود میآورد؛ فکر، میل و اراده را به وجود میآورد؛ میل و اراده، عمل را به وجود میآورد و عمل، تغییرات در وضع اجتماع را به وجود میآورد، ولی به این شکل است که هرگز از آن تخلف نمیکند. بعد تحت این مغلطه که «خیر، ایدئولوژی هم نقش دارد» میافتید در مسئله وجدان کاذب، در حالی که وجدان کاذب دیگر معنی ندارد.
در فصلی تحت عنوان «ساختمان اقتصادی و ساختمان ایدئولوژی» میگوید:
در ضمن مطالعه ماتریالیسم تاریخی دیدیم که تاریخ اجتماعی به این ترتیب در میآید: انسان به وسیله عمل خود موجد تاریخ است (این درست) [١] و این عمل هم ناشی از میل انسانی است (این هم درست)، میل نیز از افکار سرچشمه میگیرد (این هم درست) و دیدیم آن چیزی که
[١] [عبارات داخل پرانتز از استاد شهید است.]