مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣ - مثال اول برای تغییر اقتضای زمان
جنگ تبوک سپاه اسلام را جیش العُسرة یعنی سپاه سختی نامیده بودند، برای اینکه این لشکر سی هزار نفری به قدری بیآذوقه بودند که دلشان ضعف میرفت و برای اینکه این ضعف را برطرف کنند هر سه چهار نفری با یک خرما خودشان را سیر میکردند. در جنگ بدر مسلمین ٣١٣ نفر بودند در صورتی که شمشیرهایشان از ٣٠، ٤٠ عدد تجاوز نمیکرد و فقط سه یا چهار اسب داشتند، در حالی که عدد دشمن میان ٩٠٠ و ١٠٠٠ بود و هر روز چندین شتر برای خوراکشان میکشتند.
اهل صُفّه به قدری فقیر بودند که ساتری برای نماز خواندن نداشتند مگر یک عدد، و با همان یک عدد به ترتیب نمازشان را میخواندند. وقتی حضرت رسول به خانه فاطمه میآید و میبیند پردهای آویخته است، فوراً برمیگردد. حضرت زهرا حس کرده، فوراً پرده را میکند و آن دستبند نقره را که در دست داشت از دست درمیآورد و خدمت حضرت میبرد که آن را به فقرا انفاق کند. این، اصل مواسات است. در آن زمان مواسات ایجاب میکرده که حتی یک پرده هم در خانه شخص پیدا نشود. اما اکنون در عصر ما، عصری که بزرگترین امپراطوری دنیا تشکیل شده است، زندگی مردم عوض شده است ولی باز من باید از حد معتدل خارج نشوم.
لباسی که من میپوشم لباس معتدل امروز است. در اسلام پارچه اصالت ندارد که حتماً باید یک نوع لباس بپوشند، بلکه اسلام اصولی دارد که طبق آن باید لباس بپوشند. آن اصول، ثابت است؛ اصولی است که وظیفه انسان را به حسب زمان تغییر میدهد. اگر چیزی در نظر اسلام اصالت داشته باشد، دیگر تغییرپذیر نیست. اما چیزی که اسلام روی آن مهر نزده است، به عنوان لباس است، شکل اجرایی برای چیزی است که مهر به آن زده است.
پس اینجا زمان، تکلیف را عوض میکند. اگر اینجور نبود، اگر این مسائل جزئی اصالت میداشت، محال و ممتنع بود که علی بن ابیطالب یک جور عمل کند و یکی از ائمه جور دیگر. عبادت خدا اصالت دارد، خوف خدا اصالت دارد، مواسات و رسیدگی به فقرا اصالت دارد. همان کاری را که علی بن ابیطالب کرده، حضرت سجاد هم کرده. علی بن ابیطالب از شب تا صبح مشغول به عبادت میشود، بعضی از شبها هزار رکعت نماز خوانده است. حضرت سجاد هم همینطور. حضرت امیر شبانه به سرپرستی فقرا رفته است و حضرت سجاد هم رفته است، امام رضا هم رفته است. همه از فقرا دلجویی کردهاند. اما اینکه خود شخص چگونه لباس بپوشد، این