مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - سرایت این خرافه به شیعه
دوازدهم و سیزدهم- که به عقیده من ما دورهای منحطتر از این دو قرن نداریم؛ یعنی اگر بخواهیم بدانیم که معاریف شیعه و کتابهایی از شیعه در چه زمانی از همه وقت بیشتر انحطاط داشته یعنی سطحش پایینتر بوده، قرن دوازدهم و سیزدهم است- افسانه سازها این حدیث را به صورت یک حدیث واقعی درنظر گرفته و بدون اینکه خودشان بفهمند که ریشه این حدیث کجاست، نشستهاند بقیه [مصداقها] را درست کردهاند. اهل تسنن تا شیخ کلینی آمده بودند. اینها همینطور آمدهاند تا رسیدهاند به اول قرن چهاردهم. گفتند میرزای شیرازی مجدّد مذهب شیعه است در اول قرن چهاردهم. حالا این مدرکش چیست، معلوم نیست. از همه مضحکتر این است که حاج میر ملّا هاشم خراسانی در کتاب منتخب التواریخ همین موضوع را نقل کرده است و مجدّدهای مذهب شیعه را قرن به قرن ذکر میکند. او هم هرچه نگاه میکند میبیند جور در نمیآید، برای اینکه افرادی بودهاند که واقعاً میتوان اسمشان را مجدّد گذاشت از بس که خدمت کردهاند ولی اتفاقاً در سر صد سال نبودهاند مثل شیخ طوسی [١]، اما عالم دیگری را که در درجه بسیار پایین تری است مجدّد حساب کردهاند. حاج ملّا هاشم مثل علمای تسنن گفته است علما حسابشان جداست، سلاطین هم حسابشان جداست. مجدّدها در میان خلفا و سلاطین کیانند؟ تا آنجا که شیعه پادشاه نداشته است، از سنیها گرفتهاند: عمر بن عبد العزیز و مأمون و ... از آنجا که خود شیعه پادشاه داشته است، آمدهاند سراغ پادشاهان شیعه: عضدالدوله دیلمی و ... کم کم رسیدند به نادرشاه. این مردی که از کلّهها منارهها میساخت، شده است مجدّد مذهب شیعه! بعد میگوید نادرشاه اهمیتش این بود که سپهسالار خوبی بوده، یک قلدر بزن بهادر خوبی بوده است. تا روزی که متوجه دشمنان ایران بود خوب کار میکرد، دشمنان ایران را بیرون کرد، هندوستان را فتح کرد. ولی بعد دیگر کارش خونریزی بود، دائم آدم کشت تا آنجا که بعضی معتقدند این مرد در آخر عمرش دیوانه شد. این مرد دیوانه میآید میشود مجدّد مذهب شیعه! ببینید کار ما به کجا رسیده است! ببینید مالیات گرفتنش چگونه بوده است. اصطلاحاتی خودش وضع کرده بود، مثلًا میگفت من از فلان جا یک
[١] شاید عالمی پیدا نشود که به اندازه او به شیعه خدمت کرده باشد ولی گناه او این بوده که در بین دو صدساله قرار گرفته است و نمیشود او را مجدّد حساب کرد.