مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦ - مثال دیگر زبان عربی، زبان اعمال مذهبی در اسلام
یک زبانه بشوند؟ این از نظر وحدت بشریت خوب است، گامی است به سوی وحدت بشریت. اگر به مردم تکلیف میکرد که حتماً با یک زبان صحبت کنند، خوب نبود و شاید عملی هم نبود. هر ملتی ادبیاتی برای خودش دارد که آن ادبیات جزء ذخایر آن ملت و ذخایر بشریت است. واقعاً باید زبان فارسی را حفظ کرد برای اینکه در زبان فارسی نفایس و آثار گرانبهایی وجود دارد که برای بشریت مفید است، نه از نظر اینکه ما ایرانی هستیم و احساس ملیت ایرانی داریم بلکه از نظر بشردوستی و علاقهمند بودن به نفایس بشر. گلستان سعدی یکی از ذخایر بشریت است. مثنوی جزء ذخایر بشریت است. همینطور در زبان عربی، قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه که جای خود دارند، بسیاری از کتب عربی جزء ذخایر بشریت است. مثلًا دیوان ابن فارض جزء ذخایر بشریت است.
پس این نخواهد شد که تمام مردم دنیا بیایند یک زبان را برای خود انتخاب کنند. ولی این مقدار که ملل مختلف را لااقل در زبان مذهبی یکی بکنیم، امکان پذیر است و این از آن جهت نیست که زبان خدا- العیاذ باللَّه- زبان عربی است. اصلًا خدا زبان نمیخواهد، حرف هم که نزنیم از نیت ما آگاه است. ولی این یک فلسفه دارد که عرض کردم و این فلسفه را باید حفظ کرد. این کوتاه فکری است [که هر قومی از اقوام مسلمان اعمال مذهبی را به زبان خودش انجام دهد.] ابونواس در آن شعر میگوید:
قُلْ لِلَّذی یدَّعی فَلْسَفَةً | حَفِظْتَ شَیئاً وَ غابَتْ عَنْک اشْیاءُ | |