مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٦ - مسئله « تبلیغ » در مارکسیسم
افکار آدمی را مشخص میسازد یعنی ایدئولوژی او را به وجود میآورد محیط اجتماعی است و طبقاتی که در آن جامعه دیده میشود (این هم درست مطابقت میکند)، این طبقات نیز به خودی خود محصول شرایط اقتصادی و به عبارت دیگر طرز تولید میباشد.
روی همین اصول، دیگر وجدان صادق و وجدان کاذب بیمعنی است. بعد میگوید:
همچنین دریافتیم که بین عامل ایدئولوژی و عامل اجتماعی، عامل سیاسی قرار دارد. در مبارزه ایدئولوژیک که ناشی از مبارزه موجود در اجتماع است، عامل سیاسی بروز میکند. پس اگر ساختمان جامعه را به نور ماتریالیسم تاریخی مشاهده کنیم، معلوم میشود که پایه اجتماع براساس اقتصاد قرار دارد و مافوق اجتماع، سازمان سیاسی و سازمان ایدئولوژیک گسترده شده است. ملاحظه میکنیم که پیش ماتریالیستها ساختمان ایدئولوژیک به منزله قلّه و رأس بنای اجتماع شناخته میشود و حال آنکه ایده آلیستها قسمت ایدئولوژیک را پایه و بنای جامعه میانگارند.
تا اینجا حرفهای شما را [طبق اصول خودتان] قبول میکنیم. به موجب همینهاست که به عقیده ما آن بحث دومی که انگلس و دیگران طرح کردهاند- که بعضی وجدانها وجدان کاذب است، ممکن است انسان در طبقهای باشد و در اثر عوامل تبلیغی بر ضد آن طبقه فکر کند- بی معنی است و نمیتواند معنی داشته باشد.
- انسان میتواند آینده نگری کند و محیط زندگیش را آنقدر توسعه بدهد که از ظرف زمان و مکان خارج شود. در نتیجه ممکن است مصالح و منافع امروزش را به خاطر مصالح و منافع بزرگتری در آینده فدا کند. آقای همایون چون به زندگی بعد از مرگ ایمان دارد و مصالح بزرگ آیندهاش در گرو این فداکاری است، این کار را انجام میدهد. او حساب میکند که