مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨١ - مسئله عصمت زمان
نیست و کارهایش تنها از غریزه علمیش ناشی نمیشود؛ انسان یک موجود شهوتران و هواپرست و جاه طلب هم هست و بسیاری از پدیدههای جهان که پیدا میشود و خیلی هم نو و تازه است، وقتی که ما دقت میکنیم که این را عقل و علم به وجود آورده یا شهوت و حرص و طمع و جاه طلبی، میبینیم زاده علم نیست زاده جاه طلبی بشر است، زاده شهوت پرستی بشر است و حتی زاده علم اسیر در دست جاه طلبی بشر است.
مثال سادهای عرض میکنم: هروئین یک پدیده جدید است یا قدیم؟ یکی از جدیدترین پدیدههای دنیا هروئین است، اصلًا محصول علم است اما نه محصول علم آزاد؛ محصول علم و عقل نیست، محصول علم اسیر در دست شهوت و جاه طلبی است. این بمبهای اتمی و این اسلحههای فوق العاده مخرّب مگر محصول توسعه و تحول دنیای جدید نیست؟ بلی. پس چرا حتی خود دول بزرگ نشستهاند با همدیگر مشورت میکنند که آیا میتوانند یک راه حلی پیدا کنند که جلو این توسعه را بگیرند، بلکه بتوانند همه این قوا و نیروهای مخرب را از بین ببرند ولی با توافق یکدیگر نه اینکه یکی داشته باشد دیگری نداشته باشد. این نشانه آن است که خودشان تصدیق میکنند که علم را در یک مسیر انحرافی بردهاند. برق کشف شد، اتم کشف شد و باروت و دینامیت کشف شد. همه آن مکتشفین اوّلی که اینها را کشف کردند مقصود اصلیشان این بود که این نیروها را در خدمت بشر قرار بدهند.
شما دیدید که مکتشف دینامیت وقتی که دید از آن سوء استفاده میشود آنچنان ناراحت شد که آمد برای کفاره عملش جایزه نوبل را برای کسانی قرار داد که یک خدمت مفید انجام میدهند. مکرر شنیدهایم که دانشمند بزرگ جهان ما که در عصر ما بود و فوت کرد، اینشتین، همیشه متأسف بود که چرا این کشفی که او در باب اتم کرد قبل از اینکه مورد حُسن استفاده بشر قرار بگیرد اینچنین مورد سوء استفاده بشر قرار گرفت و همیشه میگفت: ای کاش من چنین اکتشافی نکرده بودم تا در خدمت جاه طلبی و هواپرستی بشر قرار نمیگرفت.
بنابراین زمان- که در واقع همان بشر است- هم امکان پیشروی دارد هم امکان انحراف. پس ما نمیتوانیم تسلیم این کلمه بشویم: با مقتضیات زمان باید هماهنگی کرد. میگوییم ما باید مطلب را بشکافیم. راست است، مقتضیات زمان یعنی مقتضیات زندگی بشر. با کدام مقتضیات زمان میگویید باید هماهنگی کرد؟ آیا