مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - فلسفه احکام
مختلف بدهد و در واقع کشف کند که چیزی در یک زمان حلال است در یک زمان حرام، در یک زمان واجب است در زمان دیگر مستحب، یک زمان چنین است یک زمان چنان.
با این مطلب که الآن عرض کردم، ممکن است شما بفهمید که چرا اخبار ما متعارض است. مثالی عرض میکنم که آن را از عالم بزرگ مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی- که در مشهد بود- دارم و لذا ذکر خیری هم از این مرد بزرگ میکنم. او خیلی شدید به این حرف معتقد بود.
مثلًا شما میبینید که از امام سؤال میکنند که زیارت امام حسین چطور است؟
میگوید: مستحب است. از یک امام دیگر یا از همان امام در زمان دیگر همین سؤال را کردهاند؛ یا گفته واجب است و یا به عبارتی گفته که مفهوم وجوب داشته [مثلًا گفته است:] حتماً باید چنین کنید، مبادا ترک کنید. باز ممکن است یک وقت دیگری سؤال کرده باشند؛ اساساً بیتفاوتی نشان داده باشد [و مثلًا فرموده باشد:] حالا ضرورتی ندارد، میخواهی برو، میخواهی نرو.
یک آدم ساده میگوید: جوابهای متناقض دادهاند! یک جا حتی گفتهاند رفتنش واجب است، یک جا گفتهاند مستحب مؤکد است و یک جا مطلب را به صورت یک مستحب بیان کردهاند.
ولی این تعارض نیست. اینها در شرایط مختلف بیان شده است. گاهی در یک شرایط عادی بوده. بدیهی است که خود زیارت قبر پیغمبر و امام و حتی همه اولیا و انبیا از باب اینکه خاطره آنها را تجدید میکند، یک عامل تربیتی است و فی حد ذاته یک مستحب است. ولی همین مستحب یک وقت حرام میشود، یک وقت واجب. مثلًا در شرایط زمان متوکل قرار میگیرید که سختگیری بسیار شدید است، توطئه است که رسم زیارت امام حسین بایدور بیفتد. اینجا ائمه تشخیص میدهند که باید با این طرز کار مبارزه کرد، و یک مسئله جدید پیش میآید: مبارزه با طرح خلیفه وقت. در اینجا دستور میدهند: واجب است، واقعاً هم واجب بوده ... [١]
[١] [ظاهراً چند دقیقه آخر بیانات استاد روی نوار ضبط نشده است.]