مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢ - آیا جنگهای فکری و عقیدتی جنگهای طبقاتی است؟
جدید [١] کلیه مبارزات سیاسی عبارت است از همان مبارزات طبقاتی، و تمام مبارزات استقلال جویانه طبقات با وجود شکل سیاسی که به خود میگیرد، سرانجام به استقلال اقتصادی منجر میگردد [٢] بعد دومرتبه خود این آقای ژرژ پولیتسر میگوید:
نکته دیگری را باید به این مطالب افزود: رفتار، میل و افکار، نمایشی است از طبقات، و طبقات محصول اقتصاد جامعه است. پس میتوان گفت که تاریخ را جنگهای طبقاتی توجیه و مشخص میکند و این طبقات، محصول اقتصاد جامعه است. ما هرگاه بخواهیم یک واقعه تاریخی را توجیه کنیم، باید ببینیم افکار متضادی که در آن وجود داشته کدام است. از روی افکار به طبقات مدافع و مخالف آن پی ببریم و دست آخر حالت اقتصادی را که شاخص این طبقات است کشف کنیم.
بعد یک قسمتی دارد که این قسمت زیاد بازگو میشود ولی این یک حدس و فرض بیشتر نیست. ما هم نمیگوییم چنین چیزی نبوده، ولی خیال نمیکنم دلیل قاطعی وجود داشته باشد که چنین بوده است. برای زندگی بشر ادواری ذکر میکنند:
دوره اشتراک اولیه، دوره کشاورزی و دامپروری که به دنبال خودش به عقیده اینها بردگی را میآورد و مسئله مالکیت به وجود میآید، بعد دوره تجارت و بازرگانی و بورژوازی و بعد هم دوره سرمایه داری در شکل اخیر. میگوید:
برای دانستن اینکه طبقات از کجا پیدا میشود، بایستی تاریخ جامعه را مطالعه کرد [٣]. آن وقت معلوم خواهد شد که طبقات همیشه یکسان نبودهاند.
[١] تاریخ جدید لابد استثنایی است از تاریخ قدیم.[٢] همان مأخذ، ص ١٩٩[٣] این اتفاقاً حرف خوبی است. تاریخ را باید مطالعه کرد. ولی بعد میگوید این حرفها تاریخی نیست، در تاریخ نوشته نشده است و دلیلی آنطور که مورخ میخواهد به دست بیاورد، نیست و فقط فرضیه و حرف است.