مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - نظر راسل
بگوییم؛ تاریخ را مطالعه کنید. آیا خود عواطف دینی، مستقل از منافع اقتصادی و جنسی و جاه طلبیها و اینجور چیزها، بر زندگی بشر حکومتی نداشته است؟ خود تاریخ حکایت میکند که بسیاری از اوقات، جریانهای دینی علی رغم منافع اقتصادی پیش میروند. خود همین [مسئلهای است] که انسان موجودی ایدئولوژیست است یعنی یک موجود عقیدهای است، تا آنجا که میگوید: انَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَ جِهادٌ [١] اصلًا زندگی انسانی این است که انسان عقیدهای داشته باشد و در راهش جهاد کند، و این را که انسان در خدمت عقیدهاش نباشد و فقط در خدمت منافعش باشد دون شأن انسانیت تلقی میکنند.
بنابراین ما جبر تاریخ را به صورت جبر مادی اقتصادی که اسّ اساس، مسائل و شرایط اقتصادی است و چون شرایط اقتصادی جبراً تغییر میکند پس همه چیز باید تغییر بکند، هنوز نتوانستهایم بپذیریم. البته شکی نیست که عوامل اقتصادی از اساسیترین عوامل زندگی بشر است، یعنی بشر نمیتواند بیاعتنا به این مسائل زندگی کند. این شاید با مفاهیمی که ما خیلی اغراق آمیز میگوییم، جور در نیاید ولی میبینیم همین اسلام که به عوامل معنوی، به ایمان و اینجور مسائل و افرادی که در راه ایمان و فی سبیل اللَّه جهاد میکنند این همه اهمیت میدهد و واقعاً جهادهایی را جهاد فی سبیل اللَّه- نه فی سبیل شکم، نه در سبیل منافع اقتصادی- تعبیر میکند، در عین حال درباره اینکه معاش و زندگی از ضرورتهای زندگی بشر است و انسان نمیتواند برای همیشه از آن شرایط سرپیچی کند [سخن میگوید.]
همه افراد بشر برای همیشه نمیتوانند از این شرایط سرپیچی کنند. اگر هم یک فرد سرپیچی کند، همه افراد اینجور نیستند. اگر هم جامعهای موقتاً سرپیچی کند، برای همیشه نمیتواند.«مَنْ لا مَعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَهُ» یک اصل بسیار اساسی است. در کافی این حدیث هست که پیغمبر اکرم میفرمود: اللَّهُمَّ بارِک لَنا فِی الْخُبْز خدایا نان را بر ما مبارک بگردان، لَوْ لَا الْخُبْزُ ما صَلَّینا وَ ما تَصَدَّقْنا وَ لا صُمْنا اگر ما نان نداشتیم نمیتوانستیم نماز بخوانیم، نمیتوانستیم روزه بگیریم، نمیتوانستیم تصدّق بدهیم.
مولوی عارف قلندر هم میگوید: «آدمی اول اسیر نان بود». اولی که او میگوید،
[١] [استاد شهید در کتاب انسان کامل در اینکه این جمله حدیثی از امام حسین علیه السلام باشد اظهار تردید کردهاند.]