مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧ - خاتمیت از نظر آوردن معارف الهی
میآورد. بعد موشک دیگری میفرستند که از آن کاملتر باشد. اطلاعات بیشتری میدهد و همینطور. ولی بالاخره به جایی میرسد که آنچه را که برای بشر از کشف اطلاعات مقدور باشد، کشف کرده و دیگر چیزی نمانده است که کشف نکرده باشد.
اگر هم چیزی مانده است، در حد بشر نیست. دیگر بعد از آن هرچه موشک یا انسان بفرستند، اگر خبری دارد همان خبری است که او قبلًا داده، دیگر خبری نیست.
خاتمیت از نظر معارف الهی یعنی ختام، تمام، فصل کامل. فصل کامل که صورت گرفت، دیگر فصل دیگری که مغایر با آن باشد معنی ندارد. فرض کنید که بعد از پیامبر خاتم هم پیامبری بیاید و در حد او باشد، عین حرف او را تکرار میکند.
در اینجا لازم است نکتهای را عرض بکنم. آیا هرکسی که پیغمبر است، از هرکسی که پیغمبر نیست افضل است؟ نه، هر پیغمبری از هر غیر پیغمبری افضل نیست. ممکن است یک کسی پیغمبر باشد و حتی شریعت هم داشته باشد، و شخص دیگری پیغمبر نباشد و تابع یک پیغمبر باشد ولی این تابع یک پیغمبر از آن پیغمبر افضل باشد. مثلًا نوح خودش پیغمبر است و شریعتی دارد، ابراهیم پیغمبر است و شریعتی دارد، موسی پیغمبر است و شریعتی دارد. علی علیه السلام و همچنین صدّیقه کبری و بلکه سایر ائمه ما هیچ کدام پیغمبر نبودهاند و شریعتی نداشتهاند ولی از آنها افضلند؛ یعنی معارف کاملتری را از معارف نوح و ابراهیم احاطه دارند و میدانند.
اما چون تحت الشعاع پیغمبر خاتماند یعنی بعد از پیغمبر خاتم آمدهاند، پیغمبر نبودهاند. آنچه که ابراهیم علیه السلام بیان کرده، جدید بوده است؛ یعنی ابراهیم چیزی را کشف کرده که تا زمان او کشف و مکاشفه نشده بود. پس ابراهیم علیه السلام پیغمبر است.
علی بن ابیطالب بعد از پیغمبر خاتم آمده است و فرض میکنیم که ابراهیم علیه السلام به آنجاها که او رسیده، نرسیده است. اما چون علی علیه السلام تحت الشعاع پیغمبر خاتم است و بعد از پیغمبر خاتم آمده است، هرجا را که او رفته است قبل از وی پیغمبر خاتم رفته و مکاشفه کرده و مکاشفه را بیان کرده است. بنابراین اگر علی صد هزار درجه هم بر نوح و ابراهیم افضل باشد، مراحل بالاتری را طی کند، سلوک عالیتری را طی کند، هرگز پیغمبر نخواهد شد چون تحت الشعاع پیغمبر خاتم است. به فرض محال اگر علی علیه السلام قبل از پیغمبر به این دنیا آمده بود، مثلًا در زمان عیسی یا بعد از عیسی، آن وقت علی پیغمبر بود. اما چون بعد از پیغمبر خاتم آمده است، نمیتواند پیغمبر باشد. آن جمله هم همین مفهوم را میرساند: انْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ موسی