مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٨ - سخن ویل دورانت
شود و] یک مرد به یک زن اکتفا کند، طبعاً زنان زیادی در جامعه بیسرپرست میمانند، هم حق آنها از نظر حق تأهل ضایع شده و هم منشأ مفاسدی در اجتماع میشوند. وقتی آن زنها بیسرپرست ماندند، دارای عقدههای روحی میشوند، ناراحتی پیدا میکنند و بعد میآیند مردها را میفریبند و منشأ فساد اخلاق میشوند.
پس در چنین مواردی به حکم ضرورت اجتماعی باید تعدد زوجات را تجویز کرد.
به هرحال این مربوط به اخلاق نیست که او این مثال را ذکر کرده. میگوید:
اکنون چند مثال برای نسبیت اخلاق بیاوریم: شرقیان به علامت احترام، کلاه بر سر میگذاشتند و غربیان آن را برای ادای احترام برمیدارند.
این هم به اخلاق مربوط نیست، اینها آداب است.
زن ژاپنی به لختی تن کارگر اهمیت نمیدهد، ولی در شرف و عفت ممکن است از مریم و آسیه برتر باشد.
زن عرب نشان دادن صورت، و زن چینی نشان دادن پا را دور از عفت میداند.
بعد خودش به فلسفه اینها اشاره میکند:
پوشاندن صورت و ساق پا، میل و قوّه خیال را برمیانگیزد و در نتیجه ممکن است به مصلحت نوع تمام شود. ساکنان ملانزی بیماران و پیران را زنده در خاک میکنند.
این هم به اخلاق مربوط نیست.
در جزیره بریتانیای جدید گوشت انسان را در دکانها میفروشند، همچنان که قصابان ما گوشت خوک را، و برای مهمانیهای بزرگ آماده میسازند ..