مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٠ - سخن ویل دورانت
اخلاقی خوب بود، بعد در دوره کشاورزی چه اخلاقی خوب شد و بعد در دوره صنعتی چه شد، که مطلب مهمی ندارد.
سؤال: ١. اگر کسی را که تعادل رفتاری ندارد (دارای افراط یا تفریط است) بیمار تلقی کنیم، میدانیم که بیمار بر تمام اعمال خود کنترل ندارد، در نتیجه مسئولیت رفتارش تا حدود زیادی از او سلب میشود، چنانکه از نظر حقوقی و جرم شناسی بین فرد سالم و مریض تفاوت قائل هستند.
٢. ملاک تعادل رفتار چیست؟ تعادل شاید امروزه اینطور باشد که اگر کسی مثلًا در صف اتوبوس نیم ساعت معطل شد، نباید اعتراضی کند وگرنه تعادلش را از دست داده و افراط کرده و از نظر دیگران عقدهای است! تعادل، نسبی است و در فرهنگهای مختلف فرق میکند.
هر دو سؤالتان خوب بود، مخصوصاً سؤال اول. این مسئله که اگر فساد اخلاق بیماری باشد تکلیف مسئولیت چیست، اولًا سؤالی نیست که جوابش را ما بخواهیم بدهیم؛ جوابش را همه باید بدهند، و روان شناسها باید جواب بدهند که فساد اخلاقها را ناشی از یک نوع بیماریها میدانند. ولی جوابش واضح است: انسان از نظر روانی که بیمار میشود، در عین اینکه خودش بیمار است خودش طبیب هم هست. نکته این است. انسان به بیماری حسادت یا تکبر مبتلا میشود، ولی مطلبی که مخصوصاً در متون دینی به آن توجه شده این است که هرکسی طبیب خودش است. در تحف العقول حدیثی از حضرت صادق علیه السلام هست که: انَّک جُعِلْتَ طَبیبَ نَفْسِک وَ دُلِلْتَ عَلَی الدّاءِ وَ بُینَ لَک الدَّواءُ..
اگر کسی بیمار شد، اگر درس خوانده باشد، ممکن است خودش طبیب خودش باشد. ولی اگر درس نخوانده باشد، حتماً طبیبْ کس دیگری است. حال اگر طبیبی بیمار شد- که ریشه و دوای بیماریاش را میداند- آیا مسئول هست یا مسئول نیست؟ اگر خودش را معالجه نکند، مسلّم مسئول است چون میگویند درست است که تو بیماری، ولی به حکم اینکه طبیب هستی و میدانی ریشه بیماریت چیست و هم میدانی راه معالجه چیست و میتوانی خودت را معالجه کنی، چرا معالجه نکردی؟