مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠١ - مسئله « تبلیغ » در مارکسیسم
مَرْدَنگی [١] آقای مزینی است. میگفت شخصی گفته بود: چرا این مردنگی را که روی چراغ میگذارند، از جنس بلور گران قیمت درست میکنند؟ بیایند از مس بسازند که هیچ وقت نشکند. گفتند: از مس باشد نور نمیدهد. گفت: سوراخ سوراخش کنند تا نور بیرون بیاید. گفتند: آخر سوراخ سوراخ کنند، باز باد میآید خاموشش میکند. گفت: کاغذ بچسبانند.
به این شکل پی در پی باید ما جلو برویم و این را توجیه کنیم. این فکر روی این اساس به نظر من قابل توجیه نیست؛ یعنی این فکر- اگر روی نصّ مارکس بخواهیم بایستیم- که: «وجدان ما را وجود اجتماعی و طبقاتی ما میسازد» که این را علت گرفته و آن را معلول، قابل توجیه نیست. اگر میگفت محیط روی وجدان انسان اثر میگذارد، بسیار حرف خوبی بود کما اینکه متقابلًا وجدان انسان هم روی محیط انسان اثر میگذارد.
- لازمهاش این است که ثابت کنید که قبل از اینکه محیطی وجود داشته باشد، وجدان اولیهای وجود دارد که بعداً محیط رویش اثر میگذارد.
وجدان قبل از اینکه ما به وجود بیاییم چی هست؟.
وجدان انسان خودِ انسان است. خود انسان قبل از محیطش وجود دارد، به این معنا که خود انسان جوری ساخته شده که نوعی خواستهها در سرشت او هست، میخواهد محیطش اقتضا بکند میخواهد نکند. همانطور که خواستههای مادی را محیط به انسان نداده است [٢]، آن وجدانهای عالی هم که در انسان وجود دارد که انسان در عمق فطرتش خواهان عدالت و صلح و مهربانی و محبت است، بالقوّه در عمق وجدان انسان قرار داده شده است. البته هنوز کسی در دنیا نتوانسته هیچ غریزه از غرایزی را که مورد قبول است، تشریح کند که چیست، ولی لزومی ندارد. علم امروز هم نمیگوید من باید ماهیت هرچیزی را بفهمم، میگوید من وجود هرچیزی را در آثارش کشف میکنم. در انسان چنین چیزهایی وجود دارد، حالا کجاست،
[١] [سرپوش بزرگ بلورین که لامپ را زیر آن میگذارند تا از باد مصون بماند. (لغتنامه دهخدا)][٢] انسانی که برای زندگی طالب نان است، محیط طبقاتی این خواسته را به او داده یا ساختمان انسان؟