مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - سرایت این خرافه به شیعه
که در سنن ابی داود آمده چه غوغایی در اهل تسنن ایجاد کرده! بعد علمای شیعه آن را در کتابهای خودشان ذکر کردند و برایش حساب باز کردند و کشیدند به آنجا که نادر یکی از مجدّدین مذهب شد. اینجا یک شیادی به نام ابوالفضل گلپایگانی شیادی میکند و عالمی مثل آقا میرزا ابوطالب باورش میشود که چنین چیزی وجود دارد، نمیرود بحار را نگاه کند ببیند در آن هست یا نیست. بعد صدها نفر دیگر میآیند کتاب میرزا ابوطالب را میخوانند و این حدیث را قبول میکنند.
در دین اسلام مصلح هست، ولی به این صورت که یک اصلاح کلی داریم که به عقیده ما شیعیان متعلق به حضرت حجت است که مصلح جهانی است. این اصلاح، جهانی و عمومی است و ربطی به بحث ما ندارد. و یک اصلاح خصوصی است که مبارزه کردن با بدعتهای بالخصوصی است. این، وظیفه همه مردم است و در همه قرنها هم افراد مصلح (به معنی مذکور) پیدا میشوند. خدا هم شرط نکرده [که ظهور این افراد] هر صد سال به صد سال باشد یا دویست سال به دویست سال یا پانصد سال به پانصد سال یا هزار سال به هزار سال. هیچ کدام از اینها نیست. در مورد ادیان دیگر، پیغمبری باید میآمد تا دین سابق احیاء بشود و این امر جز از راه نبوّت امکان نداشت. ولی برای احیای اسلام علاوه بر اصلاحات جزئی، یک اصلاح کلی هم توسط وصی پیغمبر صورت میگیرد. این هم یک فصل راجع به خاتمیت.