مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - دو قسم آداب و رسوم
ابی نیزر میگوید: روزی حضرت به مزرعه آمد. خودش کلنگ برداشت و در یک چاه فرو رفت. مدت زیادی در آن چاه عمل مقنّیگری انجام میداد و خیلی هم به تندی کار میکرد. یک وقت از چاه بیرون آمد در حالی که عرق از سر و صورت او جاری بود.
بعد فرمود: آیا اینجا غذایی حاضر هست؟ گفتم: بله، مقداری کدو هست، خدمتتان بیاورم؟ فرمود: بسیار خوب، بیاور. حضرت برخاست و به سر نهر آبی رفت، دست خودش را با شن شست. وقتی که خوب پاکیزه شد و خواست با دستهای خودش آب بخورد، گفت: انَّ کفَّی انْظَفُ الْآنِیةِ دو دست من تمیزترین ظرفهاست. بعد با دست خودش آب خورد.
این، حساب نظافت است. مستحب است خلال کردن، مستحب است مسواک کردن. اینها دیگر زمان و مکان ندارد. اما آنهایی که من عرض کردم، زمان و مکان دارد.
این نکته را توجه داشته باشید که بعضیها جمود به خرج میدهند، خیال میکنند که چون دین اسلام دین جامعی است، پس باید در جزئیات هم تکلیف معینی روشن کرده باشد. نه، اینطور نیست. یک حساب دیگری در اسلام است.
اتفاقاً جامعیت اسلام ایجاب میکند که اساساً در بسیاری از امور دستور نداشته باشد؛ نه اینکه هیچ دستور نداشته باشد، بلکه دستورش این است که مردم آزاد باشند و به اصطلاح تکلیفی در آن امور نداشته باشند. از جمله حدیثی است به این مضمون: انَّ اللَّهَ یحِبُّ انْ یؤْخَذَ بِرُخَصِهِ کما یحِبُّ انْ یؤْخَذَ بِعَزائِمِهِ (خیلی مضمون عجیبی است!) خدا دوست دارد در مسائلی که مردم را آزاد گذاشته است، مردم هم آزاد باشند؛ یعنی مسائل آزاد را آزاد تلقی کنند، از خود چیزی در نیاورند، آن را که رخصت است آزاد بدانند.
امیرالمؤمنین میفرماید: انَّ اللَّهَ حَدَّدَ حُدوداً فَلاتَعْتَدوها وَ فَرَضَ فَرائِضَ فَلاتَتْرُکوها یعنی خدا یک چیزهایی را واجب کرده است، آنها را ترک نکنید، یک چیزهایی را هم ممنوع اعلام کرده است، به آنها تجاوز نکنید. وَ سَکتَ لَکمْ عَنْ اشْیاءَ وَ لَمْ یدَعْها نِسْیاناً فَلاتَتَکلَّفوها [١] خدا درباره بعضی از مسائل سکوت کرده است. البته فراموش نکرده، بلکه خواسته است که سکوت کند و بندگانش در آن مسائل آزاد و مختار
[١] نهج البلاغه، حکمت ١٠٥ [قریب به این عبارت.]