مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٠ - ١ نظریه جبر اقتصادی تاریخ و بررسی آن
بعد این جمله را از فویر باخ- که یک مادی معروف است- نقل میکند که:
هرآنچه انسان را برانگیزد، ناچار بایستی به مغز رسیده باشد [١]. منتها شکلی که آن امر در مغز پیدا میکند، بیش از هر چیز بسته به شرایط زندگی است [٢] فصلی تحت عنوان «موجود اجتماعی و وجدان» باز کرده است و در آن، سخن معروف مارکس را نقل میکند که:
وجدان افراد، وجود اجتماعی آنها را نمیسازد. وجود اجتماعی افراد است که وجدان آنها را میسازد [٣] میگوید:
میدانیم که افکار ما انعکاس امور و موجودات است [٤]. مقاصدی هم که در نهاد افکار ما وجود دارد، انعکاس همان امور است [٥] مقاصد و هدفها و ایدههای ما هم انعکاس همان امور است. این مطلبی است که ما باید روی آن توجه کنیم که آیا مقاصد و هدفهای بشر هم انعکاس همین امور است یا چیز دیگری است، مقاصد بشر از ساختمان داخلی و سرشت و نهاد بشر سرچشمه میگیرد؛ آیا اینجور است یا مقاصد را هم اجتماع به ما میدهد؟ این سؤالی است که برای ما باقی میماند که بعدها باید جواب بدهیم و مطلب مهمی است. باز تکرار میکنم: آیا مقاصد و هدفهای بشر هم تابع شرایط اجتماعی است و
[١] معلوم است؛ انسان کارش اختیاری است و کار اختیاری یعنی تابع اندیشه و اراده.[٢] همان مأخذ، ص ١٩٥[٣] همان مأخذ[٤] راست است، فکر ما عبارت است از انعکاس اشیاء در مغز.[٥] همان مأخذ