مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - برخی قوانین اسلام، مداری است نه مرحله ای
امروز که شرایط تغییر کرده، این شبهه پیش میآید که چرا سفر چهار فرسخ باشد؟ البته این یک مسئله صد درصد قطعی نیست که مسافتی که سفر انسان را به حدی میرساند که روزه را باید افطار کرد و نماز را باید [شکسته خواند] حتماً چهار فرسخ است. این یک مسئله اجتهادی است و در فقه شیعه (احادیث شیعه) به سه عنوان بیان شده است [١]. پرسیدهاند: انسان چه مقدار مسافرت کند نمازش شکسته میشود؟ گاهی جواب دادهاند: چهار فرسخ (که رفت و آمد هر کدام چهار فرسخ و در واقع هشت فرسخ میشود). گاهی جواب دادهاند: مسیر یک برید [٢]، مسافتی که یک برید در یک روز میرود، که همین قدر بوده است. در بعضی روایات دیگر گفتهاند: مَسیرةُ یوْمٍ مسافرتی که یک روز وقت را اشغال میکند.
[فقها] گفتهاند یکی از این سه تا ملاک است: یا چهار فرسخ ملاک است یا مسیر یک برید و یا مسیرة یوم. احتمال برید خیلی ضعیف است. یا یک روز مسافرت ملاک است یا هشت فرسخ رفت وآمد، و هشت فرسخ مساوی بوده با مسیر یک روز.
حال اگر تغییری رخ داد؛ یعنی مسیر یک روز، دیگر هشت فرسخ نیست، صد فرسخ است، دویست فرسخ است، این احتمال هست که آنچه در سفر ملاک اصلی است «مسیرة یوم» باشد. در آن روز که گفتهاند هشت فرسخ، به این جهت بوده که هشت فرسخ مصداق «مسیرة یوم» بوده است. پس اگر وسایل مسافرت تغییر کرد و «مسیرة یوم» از هشت فرسخ به هشتاد فرسخ و هشتصد فرسخ و هشت هزار فرسخ رسید، ما باید تابع «مسیرة یوم» باشیم. اگر کسی چنین حرفی بزند، این حرف ضد اسلام نیست، یک حرف اجتهادی است.
بله، یک مطلب اینجا هست که به موجب آن فقها روی این اجتهاد اصرار زیادی نمیکنند و آن این است که در مسائلی که اسلام بنایش بر تسهیل و سهولت و گذشت است، این احتمال در کار میآید که چیزی که ولو برای عدهای از مردم در یک زمانی ملاک بوده، این تسهیل را برای همه مردم در همه زمانها تعمیم بدهند، چون بنا بر سختگیری نیست. اگر بنا بر سختگیری میبود میگفتیم برویم دنبالش،
[١] در فقه اهل تسنن چهار فرسخ نمیگویند، جور دیگر میگویند.[٢] [نامه رسان]