مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٠ - مسئله « تبلیغ » در مارکسیسم
با انسان دارند یا براساس یک غریزهای است که در انسان هست که میخواهد بر همه چیز مسلط شود؟ چرا باز بیاییم به اصطلاح فرض یک جنگ و تضاد میان انسان و [طبیعت را مطرح کنیم؟!].
- تضادش اینجاست: موجود زنده- از جمله انسان- بهطور فطری میل به توسعه و تجاوز دارد. هر موجودی مرتب میخواهد محیط زندگیش را توسعه بدهد و چون میخواهد توسعه دهد، با موانعی روبرو میشود، موانع در طبیعت.
موانع غیر از تضاد است، اشتباه نشود.
- خود این میل با موانع موجود در طبیعت در تضاد است. طبیعت که همیشه شرایط زندگی را آماده در اختیار فرد نمیگذارد. فرض کنیم اینجا مانعی است، اینجا خشکی است، آنجا سرد یا گرم است و ... این موانع در برابر میل به تجاوز و توسعه زندگی است و بینشان تضاد است.
معذرت میخواهم که شما اینجا مفهوم تضاد را دارید ... مثلًا من میخواهم از این در بیرون بروم، در بسته است و به صورت یک مانع در مقابل من هست. به این نمیگویند «تضاد»، نمیگویند تضاد میان من و در. تضاد در جایی است که از دو عامل، این میخواهد آن را از بین ببرد، آن میخواهد این را از بین ببرد. این تضاد است.
- میگوییم محدودیت محیط و شرایط زندگی در مقابل میل به توسعه ...
ببینید! اینها پی در پی دخل و تصرف کردن و به اصطلاح از گوشه و کنار زدن است. اول یک مطلب میگویند، بعد به آن مطلب ایراد وارد میشود، یک چیزی بر ضد آن میگویند؛ بر آن ایراد وارد میشود، یک چیز دیگر میگویند. مثل منطق