مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٩ - ١ نظریه جبر اقتصادی تاریخ و بررسی آن
فصل اول این کتاب [١] تحت عنوان «قوای محرّکه تاریخ» بحث میکند. ما قسمتهایی از آن را که لازم میدانیم، نقل میکنیم و بعد تجزیه و تحلیلی روی این گفتهها به عمل میآوریم تا ببینیم آیا ما حرفهای اینها را نمیفهمیم یا این حرفها خیلی حرفهای بیپر و پایه و لااقل بیدلیلی است. بحثش از اینجا شروع میشود که میگوید:
اگر از ما بپرسند افکار انسان زاده چیست، ناگزیر میشویم در مطالعات خود زیاد دور برویم. ما نباید آن اشتباهی را مرتکب شویم که ماتریالیستهای قرن هجدهم میکردند و میگفتند: فکر از مغز میتراود چنانکه صفرا از جگر ... و صرفاً فکر و شکل فکر را ناشی از خصوصیات مادی مغز افراد بدانیم [٢] مقصودش این است که درست است که مغز علت مادی افکار است ولی شکل افکار، بیشتر به شرایط اجتماعی زندگی هرکس بستگی دارد. میگوید:
این حرف درست نیست که بگوییم تاریخ ساخته عمل افرادی است که به نیروی میل خود کار میکنند و چون این عملیات ناشی از افکار آنهاست، پس تاریخ محصول دماغ این افراد است.
... این توجیه که افکار حاصل مغز است، به صورت ظاهر یک تعریف مادی است. وقتی از مغز دیبرو [٣] صحبت میشود، در حقیقت منظور همان افکاری است که از مغز او تراوش میکند نه خود او. این، تئوری مادی مخلوط و ناصوابی است که تمایلات ایده آلیستی را در پرده افکار میگنجاند [٤]
[١] [فصل اول از قسمت پنجم][٢] اصول مقدماتی فلسفه، ص ١٩٣ [نقل به معنا و خلاصه][٣] فیلسوف فرانسوی[٤] همان مأخذ، ص ١٩٤